گوگل در حال از دست دادن جایگاه خود است. بسیاری از افراد دیگر برای جستجو در اینترنت از واژه «گوگل کردن» استفاده نمیکنند. بهویژه نسل Z و نسل آلفا این اصطلاح را کنار گذاشتهاند که این امر به تغییرات اساسی در نحوه جستجو برمیگردد.
آیا در آینده دیگر کمتر جملاتی مثل «من این را گوگل میکنم!» خواهیم شنید؟ تحلیلهایی که توسط Business Insider نیز گزارش شده، چنین احتمالی را مطرح کرده است. تحلیلگر مارک شمولیک در بیانیهای به سرمایهگذاران Bernstein Research گفته است:
«خداحافظ گوگل، به عنوان یک فعل. نسلهای جوان اکنون دیگر “جستجو” میکنند، نه “گوگل کردن”.»
او به تغییرات عمده در روش جستجو اشاره میکند که در آن ابزارهایی مانند TikTok، ChatGPT، Perplexity و دیگر ابزارهای مشابه نقش مهمی دارند.
تجربه حامد مهدی زاده از کم اهمیت شدن و جایگاه گوگل
در طول یک سال گذشته، سایت وب آنجل را از جنبههای مختلف مانند سئو و تجربه کاربری (UX) بهطور جدی بهینهسازی کردهام تا بتوانم مقالاتم را به صدر نتایج جستجوی گوگل برسانم. خوشبختانه این هدف محقق شد و مقالاتم در رتبههای بالای گوگل قرار گرفتند. علیرغم موفقیتی که در بهبود رتبه سایت در نتایج جستجو به دست آمد، تعامل کاربران و ترافیک واقعی سایت به شکلی غیرمنتظره و حیرتآور همچنان کمتر از حد انتظارم بود.
در بررسیهایم به این نتیجه رسیدم که شاید مشکل در ایمپرشنهای سایت باشد، یعنی تعداد دفعاتی که صفحات سایت من در نتایج جستجو نمایش داده میشود. اما حقیقت تعجبآور این است که در برخی از حوزههای تخصصی، حتی ایمپرشنی هم وجود ندارد! این واقعیت برای من شگفتانگیز و نگرانکننده بود، چرا که تلاشهای من در بهینهسازی سایت باید نتایج بهتری به همراه داشته باشد. شاید از خود بپرسید خوب چرا کیوورد ریسرچ انجام نداده اید و یا کیوورد ریسرچ اشتباهی انجام داده اید! در یک جمله: خیر اشتباهی نبوده! بعدا مفصل به آن خواهم پرداخت.
با این که از ابتدا میدانستم نباید تنها به جایگاه گوگل و سئو اتکا کرد و بهبود جایگاه در گوگل کافی نیست. با وجود اینکه محتوای سایت در بالاترین نتایج گوگل نمایش داده میشود، باز هم این به معنای افزایش بازدید واقعی نیست. امروزه کاربران برای جستجو، بیشتر از پلتفرمهایی مانند TikTok، YouTube، آمازون و حتی ChatGPT استفاده میکنند. این پلتفرمها بهسرعت جایگاه گوگل را در برخی موارد بهویژه در جستجوی محصولات و اطلاعات سریع تحت تأثیر قرار دادهاند.
در نتیجه، تجربهای که از این مسیر به دست آوردهام، نشان میدهد که دنیای جستجوی اینترنتی در حال تغییر است و برندها باید به دنبال تنوع در کانالهای بازاریابی خود باشند تا بتوانند با تغییر رفتار کاربران هماهنگ شوند.
آیا جستجو، بیشتر از «گوگل کردن» شده است؟
گوگل همچنان انحصار خود در بازار موتورهای جستجو را حفظ کرده است، اما رقابت نیز افزایش یافته است. قدرت گوگل در بازار جستجو به قدری بالاست که نگاهی به سهم جهانی بیش از 90 درصدی آن نشان میدهد که هیچ موتور جستجوی کلاسیکی نمیتواند به گوگل نزدیک شود. در دادگاهی میان وزارت دادگستری آمریکا و گوگل، قاضی فدرال آمیت مهتا به گوگل به عنوان یک انحصارگر اشاره کرد:
«با بررسی دقیق و سنجش شواهد و شهادتهای ارائه شده، دادگاه به این نتیجه میرسد: گوگل یک انحصارگر است و از موقعیت خود برای حفظ این انحصار استفاده کرده است.»
با این حال، در حکم او نیز به این اشاره شده که گوگل به عنوان جامعترین راهکار جستجو شناخته میشود. گوگل خود نیز میگوید که بهترین موتور جستجو را ارائه میدهد و بسیاری از افراد با این نظر موافقند. گوگل حدود 20 سال است که بر بازار جستجو حاکم است؛ اگرچه بدون چالش نبوده، اما همچنان تسلط دارد. این واقعیت با ورود واژه «گوگل کردن» به دیکشنری دودن در سال 2004 منعکس شد. ابتدا این واژه به معنای «جستجو در اینترنت، به ویژه در گوگل» تعریف شد. اما گوگل برای حفاظت از برند خود تأکید کرد که این واژه باید به جستجو در گوگل اشاره داشته باشد.
گوگل هنوز هم برای بسیاری از کاربران مهمترین و اولین نقطه مراجعه برای جستجوهای اینترنتی است. در گزارش State of Search 2024 که توسط شرکتهای Claneo و Appinio تهیه شده است، 81 درصد از افراد اظهار داشتند که حداقل هر دو تا سه روز یک بار از گوگل استفاده میکنند. با این حال، این مطالعه نشاندهنده تغییراتی در رفتار جستجوی کاربران نیز هست. طبق این گزارش، بسیاری از کاربران به جای گوگل، از پلتفرمها و ابزارهای دیگر مانند چتباتهای هوش مصنوعی نظیر ChatGPT برای جستجو استفاده میکنند. همچنین جستجو بسته به نوع نیاز کاربران دیگر لزوماً از گوگل آغاز نمیشود. مارتین گراهل، مدیرعامل Claneo، درباره رفتار جستجوی متنوع کاربران اینترنت چنین اظهار داشت:
«با اینکه انتظار میرود موتورهای جستجویی مانند گوگل همچنان پلتفرمهای پیشرو برای جستجوی اطلاعات باشند، اما رفتار جستجو در اینترنت به شدت متنوع شده است. انتخاب پلتفرم جستجو بیشتر به سن کاربران، موضوع و هدف جستجو (مانند جستجوی محصول، برند یا اطلاعات) بستگی دارد. به عنوان مثال، نسل Z برای یافتن دستورالعملها علاوه بر گوگل و یوتیوب، حدود 25 درصد از TikTok و چتباتهایی مانند ChatGPT نیز استفاده میکنند. همچنین جالب است بدانید که گوگل دیگر اولین نقطه مراجعه برای جستجوی محصولات نیست؛ بلکه این نقش به آمازون (بهویژه برای محصولات ارزانتر) و وبسایتهای محبوب کاربران بسته به موضوع (مانند Booking.com، MediaMarkt یا Zalando) واگذار شده است.»
تغییرات قابل توجه در نحوه جستجوی نسل Z
تغییرات اساسی در نحوه جستجوی نسل Z به وضوح دیده میشود. امروزه گزینههای زیادی بهعنوان جایگزین گوگل وجود دارد که فراتر از موتورهای جستجوی رقیب مانند Ecosia، Bing و DuckDuckGo هستند. کاربران به جای گوگل، از پلتفرمهای تجارت الکترونیک مانند آمازون، در ایران از دیجیکالا، برای جستجوی محصولات استفاده میکنند. همچنین، جستجو در بستر ویدئو بسیار رایج شده است. برای این نوع جستجوها، YouTube که متعلق به گوگل است، همچنان یکی از اصلیترین منابع به شمار میرود. طبق گزارش State of Search، 71 درصد از پاسخدهندگان بهطور منظم از این پلتفرم استفاده میکنند. با این حال، کاربران جوانتر بهطور چشمگیری از پلتفرمهایی مانند اینستاگرام و TikTok برای جستجوی محتوای ویدئویی استفاده میکنند. بهویژه TikTok در سالهای اخیر در زمینه جستجو به شدت رشد کرده است – از ویجتهای جستجو تا تبلیغات و هایلایتهای جستجو – و حتی در دادگاه توسط گوگل به عنوان یک رقیب در بازار جستجو معرفی شده است.
اما تنها جستجو در شبکههای اجتماعی و فرومهایی مانند Reddit نیست که اهمیت پیدا کرده است. همچنین، استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی برای دسترسی به اطلاعات نیز به شدت رو به افزایش است. در حالی که گوگل خود با چتبات هوش مصنوعی Gemini و ویژگیهای AI Overviews در جستجوی خود به افزایش قابلیتهای هوش مصنوعی برای جستجو پرداخته، میلیونها کاربر از چتباتهایی مانند ChatGPT، Claude یا Copilot برای دستیابی به اخبار، اطلاعات یا جزئیات در مورد سوالات خود استفاده میکنند. علاوه بر این، بسیاری از افراد به ماشینهای پاسخدهی هوش مصنوعی مانند Perplexity روی آوردهاند که در حال حاضر حدود ۱۵ میلیون کاربر فعال ماهانه دارد و این تعداد همچنان در حال افزایش است. Perplexity در هر ماه بیش از ۲۳۰ میلیون جستجو را پردازش میکند.
هر روز افراد بیشتری به استفاده از این گزینهها و همچنین گزینههای جستجو دروناپلیکیشنی دیگر پلتفرمهای بزرگ روی میآورند. به عنوان مثال، Meta ابزار Meta AI را (البته نه در اروپا) در پلتفرمهای اصلی خود ادغام کرده است تا جستجوها بهینه شوند. در این میان، نتایج جستجو همچنان از گوگل و بینگ گرفته میشود. جستجو بهطور فزایندهای متنوع شده و دیگر برای بسیاری از افراد صرفاً به معنای «گوگل کردن» نیست. این امر بهویژه در مورد نسل دیجیتال یعنی نسلهایی که در دوران رسانههای اجتماعی و اپلیکیشنهای سرگرمی بزرگ شدهاند، صدق میکند. مارک شمولیک، تحلیلگر Bernstein Research، نیز در این باره توضیح میدهد:
«نسل Z و بهویژه نسل آلفا دیگر به ندرت از فعل گوگل کردن استفاده میکنند، آنها فقط میگویند “جستجو کن”. اگر فرزندان نوجوانی دارید، از آنها بخواهید که چیزی را آنلاین پیدا کنند و ببینید که چگونه این کار را انجام میدهند.»
این روند ممکن است برای گوگل نگرانکننده باشد. این شرکت همچنان در بازار جستجوی کلاسیک پیشتاز است، اما طبق پیشبینی شرکت تحقیقاتی Gartner، Inc.، تا سال ۲۰۲۶ حجم جستجو در موتورهای جستجوی کلاسیک ممکن است تا ۲۵ درصد کاهش یابد. الگوهای جستجو سریعتر و عمیقتر از همیشه در حال تغییرند و تعجبی ندارد که فعل «گوگل کردن» ممکن است جایگاه خود را به عنوان یک اصطلاح اصلی برای جستجو در اینترنت از دست بدهد. این تغییر در بازار دیجیتال تنها تأییدکننده خواسته گوگل برای تغییر دقیقتر معنای این فعل در دیکشنریها و سایر منابع است.
تحلیل حامد مهدی زاده از دلایل کم اهمیت شدن جایگاه گوگل
یکی از موضوعاتی که من در طول مسیر حرفهای خود با آن مواجه شدم، کماهمیت شدن جایگاه وبسایتها در گوگل است. عواملی مختلفی در این روند نقش دارند، اما یکی از اصلیترین دلایل را میتوان در الگوریتمهای پیچیده و متغیر گوگل جستجو کرد؛ الگوریتمهایی که بسیاری از وبمستران و صاحبان وبسایتها از آن ناراضی هستند و معتقدند که جایگاهها بهدرستی تعیین نمیشوند.
این حس غیرقابل پیش بینی بودن و دشواری در بازیابی موقعیت های از دست رفته به نگرانی های فزاینده ای منجر شده است، به طوری که برخی در صنعت سئو شفافیت و عادلانه بودن تغییرات الگوریتم گوگل را زیر سوال می برند. بسیاری احساس می کنند که حتی پس از سرمایه گذاری زمان و منابع قابل توجه، بازیابی رتبه های از دست رفته همچنان یک مسیر چالش برانگیز و اغلب نامشخص است.
برای مثال، وقتی وبسایتی میلیونها تومان سرمایهگذاری کرده و تلاشهای گستردهای در زمینه سئو و بهینهسازی محتوا انجام داده است، اما همچنان با چالشهایی مانند ایمپرشنهای پایین و عدم نمایش مناسب در نتایج جستجو مواجه میشود،(البته شناخت و انتخاب صحیح یک شرکت دیجیتال مارکتینگ حرفه ای و مناسب با نیازها تاثیرگذاری بسیار بالایی دارد) این مسئله به وضوح نشان میدهد که دستیابی به جایگاه مناسب در گوگل کار سادهای نیست. حتی اگر به جایگاه مطلوب برسید، نگهداری آن جایگاه بسیار دشوارتر است و نیازمند تلاشهای مداوم و پیوسته میباشد.
این واقعیت که تغییرات مکرر الگوریتمهای گوگل میتواند به یک وبسایت با عملکرد خوب آسیب بزند، باعث شده است که بسیاری از کسبوکارها از سئو ناامید شوند و هزینه و وقت خود را در دیگر روشهای بازاریابی مانند تبلیغات در شبکههای اجتماعی یا بازاریابی محتوایی خارج از گوگل صرف کنند. به همین دلیل، برخی از کسبوکارها ترجیح میدهند که ریسک سئو را به جان نخرند و به روشهای سریعتر و شاید مطمئنتری مانند تبلیغات پولی روی آورند.
اما من قصد ندارم در اینجا به نادرستی یا درستی این روشها بپردازم. در وبینارها و کلاسهای آموزشی خود، بهطور کامل به این موضوع پرداخته و روشهای مؤثر برای حفظ و ارتقاء جایگاه در گوگل را مورد بحث قرار میدهم. این جلسات آموزشی فرصتی برای تمامی علاقهمندان به درآمدزایی پایدار و آیندهدار در دنیای دیجیتال است تا بتوانند با استفاده از تکنیکهای بهینهسازی مدرن، جایگاه خود را در نتایج جستجوی گوگل تثبیت کنند و رقابتپذیری وبسایت خود را افزایش دهند.
در نهایت، با وجود چالشهایی که ممکن است گوگل برای برخی از وبسایتها ایجاد کند، همچنان سئو یکی از پایدارترین روشهای جذب ترافیک ارگانیک است، به شرطی که با رویکردی استراتژیک و تکنیکهای بهروز به آن نگاه شود.
علم بهتر است یا ثروت؟ تراژدی آغاز شکست فرهنگی و افول توان علمی جامعه و کسبوکارها
همه ما با آن سؤال معروف دوران کودکی آشنا هستیم: «علم بهتر است یا ثروت؟» در گذشته، تقریباً همه بدون تردید پاسخ میدادند که علم بهتر است. علم بهعنوان نمادی از ارزشهای فرهنگی و اجتماعی شناخته میشد. اما امروز با تغییرات عمدهای که در جامعه، بهویژه در میان نسل Z رخ داده، به نظر میرسد که اولویتها به سمت دیگری متمایل شدهاند. بسیاری از جوانان و حتی افراد میانسال، ثروت را بهعنوان هدف اصلی زندگی خود انتخاب میکنند و علم را در درجه پایینتری از اهمیت قرار میدهند. اما این تغییر نگرش چه تأثیری بر آینده جامعه و کسبوکارها خواهد داشت؟ و این موضوع چه ارتباطی با دنیای دیجیتال و موتورهای جستجویی مثل گوگل دارد؟ در ادامه به بررسی دقیق این موضوع میپردازم.
تغییرات در رویکرد نسلها
با ظهور شبکههای اجتماعی و رشد سریع برندهای بزرگ در دنیای مجازی، نسل جدید بهجای تمرکز بر کسب علم و دانش، بیشتر به دنبال بهدستآوردن ثروت از طریق روشهای سریع و حتی بدون تخصص عمیق هستند. اما آیا این راهکارهای سطحی و کوتاهمدت میتوانند آینده پایداری برای آنها بسازند؟ این روند میتواند باعث کاهش تعهد به یادگیری عمیق و تخصصی شود. شاید به همین دلیل است که امروز کمتر از گذشته شاهد جستجوهای مرتبط با علم در گوگل هستیم و بیشتر تمایل کاربران به سمت جستجوی راههای سریع برای کسب درآمد است.
علم و ثروت: دو راه جداناپذیر
بسیاری از افراد، بهویژه جوانان، از این نکته غافل میشوند که علم و ثروت در طول تاریخ همواره به یکدیگر وابسته بودهاند. علم همان ابزاری است که به افراد کمک میکند ثروتی پایدار و مستحکم بسازند. بهعنوان مثال، بسیاری از نوآوریهای علمی منجر به ایجاد کسبوکارهای بزرگ و موفق شدهاند؛ از فناوری اطلاعات گرفته تا زیستفناوری. بدون علم، ثروتهایی که بر پایه شانس یا روشهای ناپایدار بهدست میآیند، در طول زمان از بین خواهند رفت. علاوه بر این، علم به افراد کمک میکند تا درک بهتری از بازار، مشتریان و روشهای نوین کسب درآمد داشته باشند و این میتواند قدرت ثروتسازی را چندین برابر کند.
سردرگمی در نسل جدید
نسل جدید با جستجو در شبکههای اجتماعی و مصرف محتوای سطحی به دنبال راههای سریع برای کسب ثروت است. اما این راهکارها معمولاً موقتی و ناپایدار هستند. بدون داشتن دانش عمیق و علمی، کسبوکارهای نوپا و حتی سرمایهگذاریهای شخصی در برابر تحولات اقتصادی و سیاسی آسیبپذیر خواهند بود. عدم استفاده از دانش منجر به این میشود که افراد نتوانند هوش مالی خود را بهدرستی مدیریت کنند و در نهایت با از دستدادن سرمایههای خود مواجه شوند.
گوگل و تغییرات الگوریتمی
نقش گوگل بهعنوان بزرگترین موتور جستجوی جهان نیز در این میان قابل توجه است. الگوریتمهای گوگل همواره در حال تغییر هستند و این تغییرات میتواند باعث سردرگمی و نارضایتی وبمستران شود. بسیاری از افراد معتقدند که جایگاههای وبسایتها در گوگل بهدرستی تعیین نمیشود و این موضوع تأثیر مستقیمی بر کسبوکارهای دیجیتال آنها دارد. اما آیا دلیل این کاهش رتبهها فقط الگوریتمهای پیچیده گوگل است؟ یا کاهش تمایل افراد به جستجوی علمی و تخصصی نیز در این مسئله دخیل است؟
نتیجهگیری
در پایان باید تأکید کرد که علم و ثروت نه تنها با یکدیگر تضادی ندارند، بلکه هرکدام مکمل دیگری هستند. بدون داشتن علم، کسب ثروت پایدار دشوار است و بدون ثروت، علم نمیتواند به شکوفایی کامل خود برسد. به همین دلیل، مهم است که نسل جدید بهجای جستجوی راههای سریع و بدون عمق، روی کسب علم و دانش تمرکز کنند تا بتوانند آیندهای پایدار و موفق را برای خود رقم بزنند.
ادامه این بحث و تحلیلهای دقیقتر را در مقالات آینده به اشتراک خواهم گذاشت…(حامد مهدی زاده متخصص دیجیتال مارکتینگ و کـارشناس ارشد مدیریت کسبوکار)
خدمات بازاریـابی و افزایش فروش در آژانس وب آنجل
آژانس دیجیتال مارکـتینگ وب آنجل بیش از یک دهه است که به کسبوکارها و برندهای کوچک و بزرگ در افزایش تعداد مشتری و فروش کمک میکند. موفقیت شما، اعتبار بیشتر برای ماست. آیا کـسبوکار بعدی که ما به آن کمک میکنیم شما هستید؟













