پراسپکتینگ یکی از ارکان اساسی هر فرآیند فروش مؤثر است. این کار تضمین میکند که با سرنخهایی ارتباط برقرار کنید که به راهحل شما علاقهمند هستند یا ممکن است در آینده علاقهمند شوند. اما در طول دوران کاریام در حوزه فروش و بازاریابی، متوجه شدم که یافتن و تأیید فرصتهای فروش مناسب به همان اندازه که ضروری است، میتواند چالشبرانگیز و ناامیدکننده باشد. به همین دلیل، این راهنما برای تکنیکهای پراسپکتینگ فروش تهیه شده است تا به شما کمک کند این فرآیند را بهبود ببخشید.
“پراسپکتینگ هنر ایجاد ارتباطات درست است، نه صرفاً فروش. یک فروشنده موفق در مرحله پراسپکتینگ، باید روی ایجاد اعتماد و ارتباطات موثر تمرکز کند تا به مشتریان احتمالی کمک کند مشکلات خود را شناسایی و حل کنند.”
پراسپکتینگ چیست؟
پراسپکتینگ (Prospecting) فرآیند آغاز و توسعه کسبوکار جدید با جستجوی مشتریان بالقوه برای محصولات یا خدمات شما است. هدف این است که این مشتریان بالقوه را از طریق فرآیند فروش هدایت کرده تا به مشتریانی تبدیل شوند که درآمدزایی دارند. به زبان ساده: پراسپکتینگ یعنی شناسایی و پیدا کردن مشتریان جدید که ممکن است به محصولات یا خدمات شما علاقهمند باشند. در این فرآیند، شما با جستجو و ارتباط گرفتن با این مشتریان احتمالی، سعی میکنید آنها را به سمت خرید هدایت کنید. هدف نهایی این است که مشتریانی پیدا کنید که در نهایت از شما خرید کنند و برای کسبوکار شما درآمد ایجاد کنند.
چرا پراسپکتینگ فروش مهم است؟
پراسپکتینگ به شما کمک میکند با مشتریان بالقوه که نیازها و علاقههایشان با راهحل شما همخوانی دارد، ارتباط برقرار کنید. این فرآیند به شما دیدی از مشکلات و نیازهای مشتریان میدهد و اطمینان میدهد که با افرادی در تماس هستید که به پیشنهادات شما علاقهمند هستند. بر اساس گزارشهای اخیر، شرکتهایی که به طور مداوم پراسپکتینگ را انجام میدهند، تا 20٪ افزایش در نرخ تبدیل فروش داشتهاند.
تفاوت بین لید و پراسپکت چیست؟
لیدها مشتریان بالقوهای هستند که علاقه خود را از طریق رفتارهایی مانند بازدید از وبسایت یا ثبتنام برای دورههای رایگان نشان دادهاند. در مقابل، پراسپکتها لیدهایی هستند که بیشتر مورد بررسی قرار گرفته و تأیید شدهاند که با راهحل شما همخوانی دارند. به عبارت دیگر، پراسپکتها کسانی هستند که پتانسیل بالاتری برای تبدیل شدن به مشتری دارند.
چگونه به طور مؤثر پراسپکت کنیم؟
- تحقیق درباره پراسپکتها: تحقیق کنید که آیا میتوانید ارزشی به کسبوکار آنها ارائه دهید. این تحقیق شامل بررسی نیازها، مشکلات و اهداف کسبوکار آنها میشود.
- اولویتبندی پراسپکتها: براساس احتمال تبدیل شدن به مشتری، پراسپکتها را اولویتبندی کنید. این کار به شما کمک میکند زمان و منابع خود را بهینهتر مدیریت کنید.
- آمادهسازی پیشنهاد شخصیسازیشده: برای هر پراسپکت یک پیشنهاد شخصیسازیشده آماده کنید. این پیشنهاد باید نیازهای خاص آنها را برطرف کند و ارزش منحصربهفردی ارائه دهد.
- اولین تماس را به بهترین شکل ایجاد کنید: مطمئن شوید که به پراسپکتها کمک میکنید، نه اینکه فقط به آنها بفروشید. ارتباط موثر و شنیدن نیازهای واقعی آنها کلید موفقیت در این مرحله است.
- فرآیند پراسپکتینگ را تکرار کنید: برای بهبود فرآیند پراسپکتینگ، به طور مداوم آن را بازبینی و اصلاح کنید. این کار باعث میشود فرآیند شما پیشرفتهتر و کارآمدتر شود.
پراسپکتینگ ناپایدار میتواند اتلاف بزرگی از زمان باشد و روشهای خاصی ثابت شدهاند که مؤثرتر از دیگران هستند. با اجرای این تکنیکها، میتوانید فرآیند فروش خود را بهینه کرده و به نتایج بهتری دست یابید.
مهارتهای شناسایی مشتریان بالقوه (پراسپکتینگ)
1. توانایی شناسایی حسابهای هدف
داریل دورمن، مدیر فروش در AllMax Software، میگوید: “برای اینکه فروشندگان موثر باشند، باید بفهمند که حساب هدف آنها چه شکلی است. میتوانید با استفاده از فیلترهای HubSpot، بهترین اندازه را برای مشتریان خود تحلیل کنید. سپس از ابزارهایی مانند LinkedIn استفاده کنید تا سهامداران مختلفی را که باید با آنها کار کنید، پیدا کنید. گفتگوهای خود را به نقش هدف تطبیق دهید و به طور مداوم تلاش کنید. موفقیت زودتر از آنچه فکر کنید به دست خواهد آمد!”
2. مهارتهای گوش دادن موثر
کریستی گالئا، مدیر فروش در Cadence SEO، میگوید: “یکی از مهارتهایی که فروشندگان باید توسعه دهند، گوش دادن موثر است — من بسیاری از فروشندگان را میبینم که پیشنویسهای کاملی برای ارائه آماده میکنند، اما اگر به نقاط درد مشتری احتمالی گوش ندهند، این پیشنویس هیچ ارزشی نخواهد داشت. گوش دادن موثر، درک و ایجاد ارزش حول آنچه که خریدار ارتباط میدهد، برای ایجاد رابطه و برنده شدن در کسبوکار به روشی مثبت ضروری است.”
3. دانش محصول
مایک سادووسکی، بنیانگذار و مدیرعامل Brand24، میگوید: “دانش محصول یکی از مهمترین عوامل موفقیت در فروش است. شما باید اطلاعات کامل و دقیقی درباره محصول خود داشته باشید. این به معنای درک این است که چگونه محصول شما میتواند مشکلات واقعی مشتریان را حل کند و چگونه ارزش افزوده به کسبوکار آنها ارائه میدهد.”
4. مدیریت زمان
سادووسکی همچنین تأکید میکند: “مدیریت زمان کلیدی است. در فروش، شما باید چندین مشتری احتمالی را در مراحل مختلف مدیریت کنید. این به معنای پیدا کردن تعادل بین کیفیت و کمیت است. شما نمیتوانید تمام روز را صرف یک مشتری احتمالی کنید، اما همزمان نمیتوانید به هزاران نفر پیامهای عمومی بفرستید.”
5. صداقت
دنیس سندرز، بنیانگذار Burning Daily، میگوید: “صداقت یکی از قویترین ابزارهای شماست. صداقت پایه و اساس روابط بلندمدت با مشتریان است. فروشندگان تازهکار ممکن است از دروغهای کوچک و اغراقها برای پیروزی سریع استفاده کنند، اما فروشندگانی که به صداقت پایبند هستند، میتوانند روابط مبتنی بر اعتماد و همکاری پایدار ایجاد کنند.”
6. همدلی
راویراج هدگه، معاون رشد و فروش در Donorbox، میگوید: “همدلی در فروش بسیار حیاتی است. درک نقاط درد مشتری و دیدن جهان از دیدگاه آنها به ایجاد اعتماد و روابط مثبت کمک میکند. فروشندگان موفق به دقت گوش میدهند و با مشتریان ارتباط واقعی برقرار میکنند.”
7. پشتکار
مایکل نمروف، مدیرعامل و همبنیانگذار Rush Order Tees، میگوید: “پشتکار بیوقفه ضروری است. اگر مشتری هنوز از شما نخواسته که تماس نگیرید، به اندازه کافی تلاش نکردهاید. فروشندگان باید به نههای متعدد آماده باشند و نباید اجازه دهند که این نهها آنها را متوقف کند.”
8. یادگیری از بازخورد
سزار کوبو، مدیر عملیات در Webris، میگوید: “فروشندگان موفق همیشه در حال یادگیری از بازخورد هستند. دریافت بازخورد از مشتریان، همکاران و مدیران میتواند به شما کمک کند تا مهارتهای خود را بهبود دهید و عملکرد فروش خود را به سطح بالاتری برسانید.”
نکات شناسایی مشتریان بالقوه (پراسپکتینگ)
1. به صفحات کاریابی مشتریان احتمالی نگاه کنید
برای هوشمندتر کردن فرآیند پراسپکتینگ، بهتر است با اولویتها و مسیر رشد شرکتها آشنا شوید. صفحات کاریابی شرکتها به شما اطلاعات ارزشمندی در مورد سرمایهگذاریها و رشدهای جدید ارائه میدهند. به عنوان مثال، اگر شرکتی در حال استخدام برای موقعیتهای بازاریابی محتوا است، میتوانید روی فواید سیستم مدیریت محتوای خود تمرکز کنید.
2. از چارچوب GPCTBA/C&I برای ارزیابی استفاده کنید
چارچوب GPCTBA/C&I ابزاری برای ارزیابی دقیق مشتریان احتمالی است. این چارچوب شامل پرسشهایی درباره اهداف (Goals)، برنامهها (Plans)، چالشها (Challenges)، بودجه (Budget) و عواقب مثبت و منفی (Consequences & Implications) است. با این روش، شما میتوانید پرسشهای هدفمندی طرح کنید که به شما در تشخیص مناسب بودن مشتری احتمالی کمک کند.
3. طبقهبندی مشتریان احتمالی بر اساس درجه اهمیت
مشتریان احتمالی را به سه دسته بالا، متوسط، و پایین طبقهبندی کنید. این کار بر اساس تناسب با پروفایل مشتری، چالشهای شفاف تجاری و سطح تعامل با برند شما انجام میشود. این طبقهبندی به شما کمک میکند تلاشهای فروش خود را به طور بهینه سازماندهی کنید و به هر دسته تعداد مناسبی از نقاط تماس اختصاص دهید.
4. به وبلاگهای مشتریان احتمالی خود مشترک شوید
وبلاگهای مشتریان احتمالی منبعی عالی برای دریافت اطلاعات مفید هستند. با استفاده از اطلاعات این وبلاگها میتوانید پیشنهادهای ارزشمند و متناسب با نیازهای آنها آماده کنید. این روش به شما کمک میکند در تماسهای ابتدایی خود محتوای مرتبط و هدفمند ارائه دهید.
5. مشتریان احتمالی خود را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید
بسیاری از مشتریان احتمالی در شبکههای اجتماعی فعال هستند. با ایجاد لیستهای اولویتبندی شده در پلتفرمهایی مثل X (توییتر سابق)، میتوانید رویدادهای کلیدی و محرکهای تصمیمگیری مشتریان احتمالی را دنبال کنید. این کار به شما امکان میدهد سریعاً به فرصتهای جدید پاسخ دهید.
6. جلسات پراسپکتینگ خود را گروهبندی کنید
برای کارایی بیشتر، جلسات پراسپکتینگ خود را به دستههای زمانی ۲ تا ۳ ساعته تقسیم کرده و بین هر ساعت، ۵ دقیقه استراحت کنید. این روش باعث میشود که شما با تمرکز بیشتری به تماسها و پیگیریهای خود بپردازید.
7. از ترکیبی از ایمیل و تماس تلفنی استفاده کنید
برای برقراری ارتباط مؤثر با مشتریان احتمالی، استفاده همزمان از ایمیل و تماس تلفنی میتواند بسیار مفید باشد. هر یک از این روشها مزایا و معایب خاص خود را دارند و ترکیب آنها باعث افزایش احتمال موفقیت در فروش میشود.
مزایای ایمیل
- بصری بودن: ایمیلها به مشتریان بالقوه این فرصت را میدهند که پیشنهادات شما را به صورت بصری بررسی کنند و در زمان مناسب برای خودشان تصمیمگیری کنند.
- زمان تحقیق: ایمیلها به مشتریان این امکان را میدهند که درباره شرکت و محصولات شما تحقیق کنند و به دقت پیشنهادات شما را بررسی نمایند.
- ارسال به سهامداران: ایمیلها میتوانند به راحتی به سهامداران کلیدی که ممکن است تصمیمگیرنده باشند، ارسال شوند.
معایب ایمیل
- رقابت زیاد در فضای ایمیل: فضای ایمیلها بسیار شلوغ است و جلب توجه مشتریان بالقوه کار دشواری است.
- احتمال حذف شدن: ایمیلها به راحتی حذف یا فراموش میشوند و ممکن است بدون توجه باقی بمانند.
- نیاز به پیگیری: معمولاً لازم است که چندین بار پیگیری کنید تا پاسخی دریافت کنید.
مزایای تماس تلفنی
- توجه بیشتر: تماسهای تلفنی نسبت به ایمیلها کمتر رایج هستند و احتمال بیشتری وجود دارد که توجه مشتریان را جلب کنند.
- ایجاد ارتباط نزدیک: تماسها بلافاصله یک ارتباط شخصی و نزدیکتر ایجاد میکنند و به فروشنده این امکان را میدهند که رابطهای دوستانه و مؤثر با مشتری برقرار کند.
- سرعت بیشتر: تماسهای تلفنی معمولاً سریعتر از ایمیلها هستند و میتوانند زمان بستن معامله را کاهش دهند.
معایب تماس تلفنی
- احتمال فشار بر مشتری: برخی از مشتریان ممکن است با یک تماس تلفنی فشار را احساس کنند و تمایل کمتری به در نظر گرفتن پیشنهاد شما داشته باشند.
- تهاجمی بودن: تماسهای بدون هماهنگی ممکن است به عنوان یک اقدام تهاجمی تلقی شوند.
- پاسخ ندادن: هیچ تضمینی وجود ندارد که مشتری پاسخ تلفن را بدهد و پیامهای صوتی نیز ممکن است مانند ایمیل نادیده گرفته شوند.
8. از روش BASHO برای ایمیلها و تماسها استفاده کنید
BASHO روشی است که توسط جف هافمن معرفی شده و شامل ارسال متناوب ایمیل و پیام صوتی به مشتریان احتمالی است تا به شکلی مداوم و هدفمند آنها را در فرآیند فروش درگیر کنید.
- پیام صوتی / ایمیل: ۲۴ ساعت صبر کنید.
- پیام صوتی / ایمیل: ۴۸ ساعت صبر کنید.
- پیام صوتی / ایمیل: ۷۲ ساعت صبر کنید.
- پیام صوتی / ایمیل: پنج روز صبر کنید.
- پیام صوتی / ایمیل پایاننامه.
روش BASHO به مشتریان این فرصت را میدهد تا پیشنهاد شما را بررسی کنند، تحقیقات خود را انجام دهند و در زمان مناسب به شما پاسخ دهند.
نکاتی برای نوشتن ایمیلهای گرم و جذاب:
- خط موضوع جذاب: از عبارات کلیشهای پرهیز کنید و توجه مشتری را با عنوانی منحصر به فرد جلب کنید.
- خط بازگشایی شخصیسازی شده: ایمیل را با اطلاعاتی درباره مشتری شروع کنید، نه درباره خودتان. این فرآیند باید نشان دهد که نیازها و نقاط درد مشتری را میفهمید.
- ایجاد ارتباط روشن: پس از معرفی، مشتری باید دلیل اهمیت پیشنهاد شما را درک کند.
- درخواست عمل مشخص: زمان یا پیشنهاد مشخصی برای تماس ارائه دهید، مثلاً: «آیا فردا ۱۰ دقیقه برای صحبت دارید؟»
نکاتی برای تماسهای مشترییابی:
- ایجاد رابطه: مکالمه را با پرسشهای شخصی مانند برنامههای آخر هفته آغاز کنید تا رابطهای دوستانه شکل بگیرد.
- استفاده از نقاط درد مشتری: در تماس، چالشهای مشتری را شناسایی کنید و بر آنها تمرکز کنید.
- ایجاد کنجکاوی: به جای صحبت کردن بیشتر، سوالات مرتبط بپرسید و مشتری را به سمت پیشنهاد خود هدایت کنید.
9. پیگیری پس از از دست دادن یک معامله بستهشده
رد شدن همیشه ناخوشایند است، اما میتواند فرصتی برای بهبود تکنیکهای فروش باشد. برایان کرویتسبرگر، بنیانگذار شرکت Breakthrough Email، پس از دریافت پاسخ منفی، یک ایمیل پیگیری ارسال میکند تا بفهمد چه چیزی باعث از دست رفتن معامله شده و از آن درس بگیرد.
10. شناخت کامل از حوزه خود داشته باشید
برای موفقیت در مکالمات اولیه با مشتریان، لازم است که بازار و حوزه کاری خود را به خوبی بشناسید. این دانش به شما کمک میکند تا در مکالمات اعتماد ایجاد کنید و مشتریان را بهتر درک کنید.
11. درخواست ارجاع کنید
بر اساس مطالعه HubSpot، ۶۶٪ از فروشندگان میگویند که ارجاعات از مشتریان فعلی، بهترین سرنخها را فراهم میکنند. با درخواست ارجاع از مشتریان راضی، میتوانید شبکهای از سرنخهای قابل اعتماد و مستعدتر ایجاد کنید.
ابزارهای شناسایی مشتریان بالقوه (پراسپکتینگ)
شناسایی مشتریان بالقوه در فرآیند فروش بسیار مهم است و ابزارهای زیادی وجود دارد که میتوانند به شما در این مسیر کمک کنند. در ادامه، برخی از ابزارهای موثر و کاربردی برای شناسایی مشتریان بالقوه را معرفی میکنیم:
1. HubSpot CRM
- قیمت: برنامههای رایگان در دسترس
- بهترین کاربرد: جمعآوری و استفاده از دادهها برای ارائه بینشهای دقیق درباره شرکتها
- ویژگیها و مزایا:
- اطلاعات خودکار از بیش از ۲۰ میلیون شرکت
- پیگیری و مرتبسازی جزئیات مشتریان
- داشبوردی با دسترسی آسان برای نمایش اطلاعات
2. Hunter
- قیمت: برنامههای رایگان در دسترس
- بهترین کاربرد: جمعآوری دادههای ایمیل
- ویژگیها و مزایا:
- جستجوی ایمیلها بر اساس نقشهای سازمانی
- پیدا کردن آدرسهای ایمیل از قالبهای متداول سازمان
- تولید آدرسهای ایمیل بهصورت گروهی یا فردی
3. Kixie
- قیمت: از ۳۵ دلار در ماه
- بهترین کاربرد: خودکارسازی تماسها و پیامها
- ویژگیها و مزایا:
- پشتیبانی از ادغامهای گسترده
- امکان تماس با هزاران مشتری در یک روز
- پیادهسازی آسان و سریع
4. HubSpot Sales Lead Management & Prospecting Software
- قیمت: برنامههای رایگان
- بهترین کاربرد: مدیریت و پیگیری مشتریان بالقوه
- ویژگیها و مزایا:
- مجموعهای از منابع برای هوش مکالمه و قالبهای ایمیل
- قابلیت ردیابی و فیلتر کردن مشتریان
- ادغام بدون مشکل با فناوریهای دیگر
5. SalesHandy
- قیمت: از ۷ دلار در ماه
- بهترین کاربرد: ارسال ایمیلهای سرد
- ویژگیها و مزایا:
- پیگیری خودکار دنبالههای ایمیل
- شخصیسازی ایمیلها
- ادغام آسان با ارائهدهندگان ایمیل
6. Crunchbase
- قیمت: از ۲۹ دلار در ماه
- بهترین کاربرد: جستجو و کشف کسبوکارهای منطبق با نمایه مشتری
- ویژگیها و مزایا:
- دسترسی به دادههای زنده شرکتها
- فیلترکردن بر اساس ویژگیهای مشتری
- ردیابی تحولات شرکتها
7. Wiza
- قیمت: برنامه رایگان و پولی از ۲۵ دلار در ماه
- بهترین کاربرد: یافتن ایمیلهای تأییدشده
- ویژگیها و مزایا:
- جستجوی ایمیلهای تأییدشده در لحظه
- امکان صادرات دستهای اطلاعات
8. Gong
- قیمت: برای اطلاع از قیمت تماس بگیرید
- بهترین کاربرد: بهبود ارتباطات از طریق آموزش فروشندگان
- ویژگیها و مزایا:
- ضبط و تحلیل مکالمات
- ادغام با پلتفرمهایی مانند HubSpot و Salesforce
9. Lusha
- قیمت: برنامههای رایگان
- بهترین کاربرد: دسترسی سریع به اطلاعات تماس
- ویژگیها و مزایا:
- جستجوی اطلاعات تماس تصمیمگیرندگان
- ادغام با CRM
10. Datanyze
- قیمت: برنامههای رایگان
- بهترین کاربرد: ایجاد ارتباطات با مشتریان بالقوه
- ویژگیها و مزایا:
- ارائه کتابخانه جامع تماسهای B2B
- ادغام آسان و ساده
11. Ring.io
- قیمت: هر کاربر ۸۹ دلار در ماه
- بهترین کاربرد: بهبود بهرهوری تماسهای فروش
- ویژگیها و مزایا:
- شمارهگیری مستقیم از CRM
- شناسایی خودکار شماره تماس محلی
- ارسال پیامهای صوتی ضبطشده برای مشتریانی که پاسخ نمیدهند
این ابزارها میتوانند به شما کمک کنند تا فرآیند شناسایی و ارتباط با مشتریان بالقوه را بهینه کنید و بهطور موثرتری فرصتهای فروش را ایجاد و مدیریت کنید.
فرآیند شناسایی مشتریان بالقوه (پراسپکتینگ) در فروش
اکنون که تصمیم گرفتهاید کدام مشتریان را هدف قرار دهید، باید فرآیند پرورش و توسعه رابطه با آنها را آغاز کنید تا به نتیجه مطلوب که عقد قرارداد است برسید. مراحل زیر در فرآیند شناسایی مشتریان بالقوه طی میشود:
1. تحقیق
شناسایی مؤثر مشتریان بالقوه با تحقیق عمیق درباره آنها شروع میشود. هدف اصلی در این مرحله، تعیین کیفیت مشتری بالقوه است؛ یعنی ارزیابی اینکه چقدر احتمال دارد مشتری محصول شما را خریداری کند. این ارزیابی بر اساس معیارهایی مانند بودجه، نیازها و چالشهای پیشرو انجام میشود.
برای مشخص کردن این موضوع، از معیارهای تعیین شده از پیش استفاده کنید. این معیارها برای ارزیابی احتمال تبدیل شدن مشتری بالقوه به مشتری واقعی بهکار میروند. اطلاعات جمعآوری شده را در سیستم مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) ثبت کنید تا دسترسی به آنها آسانتر باشد.
2. تماس اولیه
پس از تأیید صلاحیت مشتری بالقوه، تماس اولیه برقرار میشود. در بسیاری از موارد، باید با فردی که نقش نگهبان اطلاعات دارد، ارتباط برقرار کنید؛ شخصی که ابتدا شما را غربالگری میکند.
پس از گذر از این مرحله، به کسی که قدرت تصمیمگیری دارد، متصل میشوید؛ کسی که صلاحیت لازم برای خرید محصولات یا خدمات شما را دارد.
3. تماس اکتشافی
پس از برقراری ارتباط، باید یک تماس اکتشافی ترتیب دهید. این تماس فرصتی است تا سوالات هوشمندانه و مرتبط بپرسید و اهداف، نیازها و مشکلات مشتری بالقوه را کشف کنید.
این مرحله فرصتی برای ایجاد اعتماد و شناخت بهتر مشتری است. با پرسشهای مناسب، میتوانید نیازها و چالشهای آنها را بهتر درک کنید.
4. آموزش و ارزیابی
پس از تماس اکتشافی، از اطلاعات بهدستآمده برای ارزیابی نیازهای مشتری استفاده کنید. این مهمترین مرحله در فرآیند شناسایی مشتریان بالقوه است. در این مرحله، شما به دو عامل مهم توجه میکنید:
- نقاط درد: مشکلاتی که محصول یا خدمات شما میتواند آنها را حل کند.
- اعتراضات احتمالی: باید آماده پاسخگویی به اعتراضاتی مانند محدودیتهای بودجه یا زمان باشید.
5. بستن معامله
در این مرحله، شما تمامی اطلاعات لازم را جمعآوری کردهاید. چالشها و اعتراضات مشتری را میدانید و میتوانید به آنها پاسخ دهید. اکنون وقت آن است که تلاش کنید معامله را ببندید.
این فرآیند به یکی از دو نتیجه زیر منجر میشود:
- موفقیت در بستن معامله: زمانی که مشتری محصول یا خدمات شما را خریداری میکند.
- عدم موفقیت: زمانی که مشتری از خرید خودداری میکند.
شناسایی مشتریان از طریق روشهای برونسپاری یا درونسپاری
برونسپاری:
این روش شامل تماس سرد با مشتریانی است که قبلاً هیچ علاقهای به محصول شما نشان ندادهاند.
درونسپاری:
این روش شامل تماس با مشتریانی است که قبلاً به نحوی علاقه خود را به محصولات یا خدمات شما نشان دادهاند. هر دو روش میتوانند بسته به شرایط و نیازهای کسبوکار شما مفید باشند.
“پراسپکتینگ همانند کاشتن بذرهای فرصت است؛ هرچه بیشتر کاشته شود، شانس رشد بیشتر است. اما کیفیت بذرهای کاشته شده نیز بسیار اهمیت دارد.”
سؤالات متداول در (پراسپکتینگ) مشتریان بالقوه در فروش
دانستن اینکه به دنبال چه کسانی برویم، باعث صرفهجویی زیادی در زمان میشود. هر سرنخی برای تبدیل به مشتری بالقوه مناسب نیست و هر مشتری بالقوه نیز لزوماً به مشتری پولی تبدیل نخواهد شد. خوشبختانه، چند سؤال وجود دارد که میتوانید از آنها استفاده کنید تا تشخیص دهید آیا مشتری بالقوه ارزش پیگیری دارد یا خیر.
این موضوع فقط برای سرنخهای ورودی (Inbound) مهم نیست. حتی اگر از روشهای برونسپاری برای شناسایی مشتریان استفاده میکنید، پرسیدن این سؤالات میتواند به شما کمک کند تا نرخ پاسخگویی بهتری داشته باشید، زیرا وقت گذاشتهاید تا کسبوکار آنها را برای تطبیق مناسب ارزیابی کنید.
در ادامه به مجموعهای از سؤالات کلیدی میپردازیم که میتوانند در تعیین صلاحیت مشتریان بالقوه به شما کمک کنند و اطمینان حاصل کنید که وقت خود را به درستی سرمایهگذاری میکنید.
1. آیا کسبوکار مشتری بالقوه با سازمان شما همخوانی دارد؟
این سؤال بر اساس اطلاعات دموگرافیک مشتریان بالقوه است. برای مثال، آیا مشتری در محدوده جغرافیایی شما قرار دارد؟ آیا صنعت آنها با حوزه کاری شما همخوانی دارد؟ آیا آنها با شخصیت خریدار شما تطابق دارند؟
نکته کلیدی: مشتریان بالقوه را بر اساس اندازه فرصت و ارزش طول عمر آنها اولویتبندی کنید.
2. آیا ذینفعان کلیدی را شناسایی کردهاید؟
در فرآیند فروش، شما با دو گروه اصلی افراد مواجه خواهید شد: تصمیمگیرندگان و تأثیرگذاران. تصمیمگیرندگان قدرت خرید دارند و تأثیرگذاران میتوانند حامیان داخلی شما باشند.
نکته کلیدی: یک فهرست از تصمیمگیرندگان و تأثیرگذاران تهیه کنید و آن را بر اساس ساختار سازمانی تنظیم کنید.
3. آیا محدودیتهای مشتری بالقوه مانع معامله میشود؟
محدودیتهای زمانی و بودجهای بزرگترین اعتراضات مشتریان بالقوه هستند. قبل از شروع تماس اکتشافی، بهتر است تحقیق کنید تا مطمئن شوید که مشتری بالقوه بودجه یا زمان لازم را برای بررسی پیشنهاد شما دارد.
نکته کلیدی: مشتریانی که زمان کافی برای تعامل ندارند را به تاریخ دیگری موکول کنید.
4. آیا با بازار مشتری بالقوه آشنایی دارید؟
اگر با بازار یا صنعت مشتریان بالقوه آشنا باشید، تکنیکهای فروش شما مؤثرتر خواهد بود. مشتریانی که بازار آنها را بهتر درک میکنید، بیشتر احتمال دارد که به مشتریان واقعی تبدیل شوند.
نکته کلیدی: مشتریان بالقوه را بر اساس آشنایی شما با بازار آنها دستهبندی و اولویتبندی کنید.
5. آیا شرکت شما میتواند ارزش قابل توجهی اضافه کند؟
مشتریانی که میتوانید برای آنها ارزش بیشتری ارائه دهید، احتمالاً به مشتریان واقعی تبدیل میشوند. اگر فکر میکنید ارزش افزوده شما برای مشتری بالقوه محدود است، ممکن است آنها مناسب پیگیری نباشند.
نکته کلیدی: مشتریان را بر اساس سطح ارزش افزودهای که میتوانید برای آنها ایجاد کنید، دستهبندی کنید.
6. آیا آنها با پیشنهاد شما آشنا هستند؟
مشتریانی که از قبل با محصول یا خدمات شما آشنا هستند، بیشتر احتمال دارد که به مشتریان واقعی تبدیل شوند. این آشنایی میتواند از طریق وبسایت، وبلاگ یا محتوای ارسالی شما باشد.
نکته کلیدی: مشتریان بالقوه را بر اساس سطح آگاهی از شرکت شما اولویتبندی کنید و با آنهایی که بیشترین آگاهی را دارند، ابتدا ارتباط بگیرید.
خدمات بازاریـابی و افزایش فروش در آژانس دیجیتـال مارکتینگ وب آنجل
آژانس دیجیتال مارکـتینگ وب آنجل بیش از یک دهه است که به کسبوکارها و برندهای کوچک و بزرگ در افزایش تعداد مشتری و فروش کمک میکند. موفقیت شما، اعتبار بیشتر برای ماست. آیا کـسبوکار بعدی که ما به آن کمک میکنیم شما هستید؟

















