تفاوت و شباهت Remarketing و Retargeting

🔄 تاریخ آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ مرداد ۱۴۰۳
تفاوت و شباهت Remarketing و Retargeting
آنچه در این مقاله خواهید خواند
مشاوره با دکتر مهدی زاده
درباره این مقاله سوال دارید؟
پاسخ سوالاتت پیش دکتر مهدی‌زاده است؛ همین حالا بپرس!

تفاوت و شباهت بازاریابی مجدد (Remarketing) و هدف‌گذاری مجدد (Retargeting) در چیست؟ در این مقاله از وب‌ آنجل، به‌طور کامل به بررسی این دو مفهوم می‌پردازم. مدیران تبلیغات زمان زیادی را صرف آزمایش مخاطبان و خلاقیت می‌کنند و دقت بالایی نسبت به تعداد آن‌ها دارند.

این آزمایش می‌تواند روندی طولانی باشد و درصد کمی از کلیک‌کنندگان روی تبلیغات به‌واقع تبدیل به مشتری شوند. اگرچه ممکن است ترافیک وب در اثر ورودی‌های جدید افزایش یابد، اما تعداد زیادی از این ورودی‌های جدید به فروش منجر نمی‌شوند و تعداد کمی از آن‌ها برای اولین بار در صفحه وب شما خرید می‌کنند.

در عصر “ما می‌توانیم همه چیز را ردیابی کنیم”، پرت شدن حواس آسان است. فراموش کردن نقش واقعی بازاریابی آسان است: اینکه پیش از تصمیم‌گیری مردم درباره انتخاب محصول شما نسبت به محصولات دیگر، به‌عنوان گزینه اول در ذهن آن‌ها جا بیفتید. اغلب اوقات، بهترین افراد برای هدف قرار دادن، افرادی هستند که بیش از یک‌بار از سایت شما بازدید کرده‌اند یا قبلاً با شما ارتباط دیجیتالی داشته‌اند.

هدف‌گذاری مجدد و بازاریابی مجدد هر دو این فرصت را برای دستیابی به این مشتریان فراهم می‌کنند و احتمال خرید این افراد نسبت به بازدیدکنندگان بار اول بیشتر است. این روش‌ها می‌توانند استراتژی‌های بسیار مؤثری در تلاش‌های شما برای بازاریابی باشند. در این مقاله، به‌صورت جداگانه به بررسی هدف‌گذاری مجدد و بازاریابی مجدد می‌پردازم تا تفاوت‌ها و شباهت‌ها برای شما روشن شود.

“اگرچه ریتارگتینگ و ریمارکتینگ هر دو به دنبال بازگرداندن مشتریان و تبدیل آن‌ها به خریدار هستند، تفاوت اصلی در این است که ریتارگتینگ بیشتر به تبلیغات دیجیتالی و نمایش مجدد محصولات به مشتریان بالقوه از طریق کوکی‌ها می‌پردازد، در حالی که ریمارکتینگ از روش‌های مستقیم‌تری مانند ارسال ایمیل و پیامک برای ایجاد ارتباط مجدد با مشتریان استفاده می‌کند.” – حامد مهدی زاده

هدف‌گذاری مجدد (Retargeting) چیست؟

هدف‌گذاری مجدد می‌تواند چندین رویکرد داشته باشد. این مفهوم غالباً به نمایش تبلیغات آنلاین یا نمایش تبلیغاتی اشاره دارد که کاربرانی را هدف قرار می‌دهد که بدون خرید از طریق روش‌های خاصی با سایت شما ارتباط برقرار کرده‌اند. هنگامی که یک بازدیدکننده وارد وب‌سایت شما می‌شود، روی کالایی کلیک می‌کند یا اقدامی را انجام می‌دهد که شما می‌خواهید، یک کوکی در مرورگر او تنظیم می‌شود.

سپس شما می‌توانید پس از خروج بازدیدکننده از سایت، از این اطلاعات برای “هدف‌گیری مجدد” آن‌ها با تبلیغات مبتنی بر تعاملاتشان استفاده کنید. این تبلیغات توسط اشخاص ثالث مانند Google Display Network یا Facebook نمایش داده می‌شوند و به تبلیغات شما اجازه می‌دهند در سایت‌های دیگری که بازدیدکنندگان شما به آنجا می‌روند، نمایش داده شوند.

هدف‌گذاری مجدد در سایت و خارج از سایت

در نهایت، هدف‌گذاری مجدد را می‌توان به دو نوع “در سایت” و “خارج از سایت” تقسیم کرد. هرکدام دارای استراتژی‌های مختلفی هستند که می‌توانید بسته به نوع تعاملاتی که می‌خواهید هدف قرار دهید، از آن‌ها استفاده کنید.

هدف‌گذاری تعاملات در سایت

این نوع هدف‌گذاری غالباً با هدف‌گذاری مجدد همراه است و شامل هدف قرار دادن افرادی است که قبلاً از سایت شما بازدید کرده‌اند. این افراد ممکن است با محصولات و خدمات شما تعامل داشته باشند یا اقدامی انجام داده باشند، اما خرید را تکمیل نکرده باشند. هدف‌گذاری مجدد این افراد می‌تواند نرخ تبدیل مشتری را افزایش دهد و به حفظ افرادی که قبلاً به برند شما علاقه نشان داده‌اند، کمک کند.

برخی از روش‌های هدف‌گذاری تعاملات در سایت شامل موارد زیر است:

  • هدف‌گذاری بر اساس محصولی که کاربران با آن تعامل داشته‌اند اما خریداری نکرده‌اند.
  • هدف‌گذاری بر اساس نحوه یافتن سایت شما (رسانه‌های اجتماعی، جستجو یا سایر رویدادهای ورودی).
  • هدف‌گذاری افرادی که در لیست ایمیل شما هستند و به برند شما علاقه نشان داده‌اند اما هنوز به خریدار تبدیل نشده‌اند.

این پارامترها را می‌توان در پلتفرم‌های مختلف مانند Google Ads، Google Analytics و Facebook Ads تنظیم کرد. کمپین‌های هدف‌گذاری مجدد تقریباً همیشه تعامل و نرخ تبدیل بالاتری نسبت به کمپین‌های غیرهدفمند دارند. دلیل آن این است که بازاریابی و تبلیغ برای افرادی که به برند یا صنعت شما علاقه نشان داده‌اند، بسیار آسان‌تر است.

هدف‌گذاری تعاملات خارج از سایت

در گذشته، هدف‌گذاری مجدد محدود به کنش‌های موجود در وب‌سایت بود. با افزایش استفاده کاربران از شبکه‌های اجتماعی، این موضوع تغییر کرد. اطلاعات محصول و برند دیگر محدود به یک مکان نبود، بلکه در مناطق مختلف انتشار یافت.

این به معنای این بود که مخاطبان در چندین مکان کنش می‌کردند که دیگر تحت کنترل برند نبود. غول‌های شبکه‌های اجتماعی مانند فیس‌بوک این موضوع را تشخیص دادند و شروع به هدف‌گذاری تعاملات کردند. به‌عبارت‌دیگر، برندها می‌توانند بر اساس آنچه کاربر در پلتفرم انجام داده است، مانند شرکت در رویدادها یا تعامل با صفحه برند، هدف‌گذاری مجدد کنند.

هدف گذاری مجدد Retargeting

استراتژی‌های هدف‌گیری مجدد در شبکه‌های اجتماعی

1. مخاطبان خاص را هدف قرار دهید

بدون توجه به نوع کمپین تبلیغاتی، ضروری است که تجربه مشتری با خواسته‌های مخاطبان خاص مطابقت داشته باشد. به‌عبارت‌دیگر، ارائه تبلیغ همبرگر به یک گیاهخوار توصیه مناسبی نخواهد بود. یک استراتژی عالی بازاریابی نیازمند تفکر در مورد جذابیت پیام و تصویر برای گروه‌های مختلف مشتریان است.

به‌جای اینکه به‌طور گسترده هر بازدیدکننده وب‌سایت را مجدداً هدف‌گیری کنید، سعی کنید مخاطبان را به گروه‌هایی مبتنی بر علایق تقسیم کنید. این کار به شما امکان می‌دهد پیام‌ها و تبلیغاتی خلاقانه ایجاد کنید که به‌طور خاص برای هر گروه جذاب باشد. در فیس‌بوک، برندها می‌توانند مخاطبان سفارشی را بر اساس افرادی ایجاد کنند که:

  • به وب‌سایت آن‌ها مراجعه کرده‌اند
  • از صفحات خاص بازدید کرده‌اند
  • از صفحات خاص بازدید کرده‌اند اما از سایر موارد بازدید نکرده‌اند
  • مدتی است بازدید نکرده‌اند
  • یا ترکیبی از چهار گزینه بالا

با ارائه محتوای کاملاً مرتبط با مخاطبان، می‌توانید تجربه بهتری برای مشتری ایجاد کنید. هرچه هدف‌گذاری دقیق‌تر باشد، تجربه شخصی‌سازی‌شده‌تر می‌شود، جذابیت تبلیغات افزایش می‌یابد و نتیجه نهایی بهبود می‌یابد. به‌عنوان مثالی از یک تجارت الکترونیکی، اگر شخصی از صفحه محصولات عینک آفتابی بازدید کرده است، بهتر است به او تبلیغاتی با گزینه‌های عینک آفتابی ارائه دهید.

2. پیام‌رسانی آگهی و تست A/B را ساده کنید

هیچ چیز سریع‌تر از پیام‌های درهم‌ریخته، نادیده گرفتن تبلیغ را برای مشتری آسان نخواهد کرد. تمرکز خود را بر ایجاد تبلیغات چشم‌نواز با دعوت جذاب به خرید بگذارید. هدف شما ایجاد تبلیغاتی به‌یادماندنی با حداقل کپی و طراحی ساده است. بنابراین مخاطبان پیام شما را به‌سرعت جذب کرده و اقدام می‌کنند.

بازاریابی دیجیتال یک فعالیت نیست که یک‌بار تنظیم شده و سپس فراموش شود. بازاریابی دیجیتال به بهینه‌سازی و آزمایش مداوم نیاز دارد. تست A/B وارد عمل می‌شود. در این آزمایش، یک آگهی یا یک محتوا کپی می‌شود، اما با یک تغییر. نسخه اصلی (آزمون A) با نسخه تکراری (آزمون B) مقایسه می‌شود تا ببینید کدام نتیجه بهتری دارد.

عناصری که معمولاً در تست A/B تغییر می‌کنند عبارتند از:

  • خطوط موضوع ایمیل
  • کپی آگهی
  • دکمه‌های فراخوان به اقدام
  • تصاویر

برای استفاده صحیح از تست A/B در تبلیغات خود، مطمئن شوید که دو نوع تبلیغ ایجاد کرده و آن‌ها را همزمان اجرا کنید تا یکی از آن‌ها برنده شود. نسخه بازنده را متوقف کرده و سپس یک ویرایش جدید از نسخه برنده ایجاد کنید تا بتوانید به‌تدریج پیشرفت کنید.

3. از چندین روش برای ایجاد مخاطبان سفارشی استفاده کنید

هیچ استراتژی بازاریابی، حتی یک کمپین هدف‌گیری مجدد در شبکه‌های اجتماعی، بدون ایجاد مشخصات مشتری ایده‌آل (ICP: Ideal Customer Profile) واقعاً موفق نخواهد بود. یک عملکرد جدایی‌ناپذیر از بازاریابی B2B این است که ICPها می‌توانند و حتماً باید توسط برندهای مستقیم به مصرف‌کننده (D2C: Direct-to-Consumer) استفاده شوند تا تصویر واضح‌تری از مخاطبان هدف تشکیل دهند.

این موضوع شامل مواردی از جمله جمعیت‌شناسی مشتری، جغرافیای مشتری، کانال‌های بازاریابی ترجیحی و نقاط ضعف می‌شود. شناخت کامل از مشتریان ایده‌آل به شما این اطمینان را می‌دهد که داده‌های جمع‌آوری‌شده را می‌توان در کمپین‌های تبلیغاتی شخصی استفاده کرد.

به‌عنوان مثال، برندها می‌توانند از داده‌های مشتری برای ایجاد بخش مخاطب و ارائه تبلیغاتی که یک نقطه ضعف را هدف قرار می‌دهد، استفاده کنند. در اینجا چند نمونه از نحوه جمع‌آوری داده‌ها از منابع شناخته‌شده برای ساخت بخش مخاطب سفارشی آورده شده است:

  • صادرات اطلاعات مشتری از CRM و ساخت لیست‌های بر اساس شماره تلفن، آدرس ایمیل و شناسه‌های دیگر.
  • پیام‌رسانی شخصی بر اساس رفتار مشتری که تشویق و ترغیب مخاطبان، بهبود تجربه مشتری و افزایش ارزش مادام‌العمر مشتری (LTV: Lifetime Value) را به همراه دارد.

4. از نرم‌افزار هوشمند برای آنالیز تلاش‌های هدف‌گیری مجدد استفاده کنید

ردیابی و مقایسه تلاش‌های هدف‌گیری مجدد از طریق چندین کانال یا کمپین دشوار و زمان‌بر است. ثابت شده که پلتفرم‌های رشد تجاری با استفاده از داده‌ها و فناوری مبتنی بر هوش مصنوعی، به مدیریت کمپین‌های تبلیغاتی کمک می‌کنند.

این پلتفرم‌ها به شما کمک می‌کنند تا با بهره‌گیری از رویکرد داده‌محور، ردیابی، اندازه‌گیری و بهینه‌سازی مداوم کمپین‌های هدف‌گیری مجدد در رسانه‌های اجتماعی را به‌طور مؤثرتر انجام دهید و در نتیجه اتلاف وقت در جمع‌آوری گزارشات از منابع مختلف کاهش یابد.

5. کمپین‌های زمانی بر اساس اهداف شما

مهم است که در مورد زمان‌بندی کمپین‌های خود فکر کنید تا از ملال‌آوری تبلیغات جلوگیری شود و اهداف خود را به‌خوبی دنبال کنید. این یک تعادل ظریف است که توسط مخاطب، پیشنهاد و نتیجه دلخواه شما بهتر تعیین می‌شود. بااین‌حال، مواردی وجود دارد که بهتر است قبل از این کار انجام دهید.

برای مثال، ایجاد یک کمپین کوتاه‌مدت می‌تواند تبلیغات تکراری و متناوبی را برای مخاطبان علاقه‌مند نشان دهد. اگر هدف شما شناخت برند است، حفظ تناوب در فیس‌بوک زیر 4 یا 5 بار در ماه به شما کمک می‌کند تا مخاطبان بیش‌ازحد احساس فشار نکنند. هنگام راه‌اندازی کمپین‌های هدف‌گیری مجدد شبکه‌های اجتماعی، به یاد داشته باشید که یک کمپین باید منحصر به سازمان و مخاطبان و متناسب با اهداف بازاریابی باشد.

یادتان باشد که این یک تلاش مداوم و در حال تحول است که به آزمایش و اصلاح مداوم نیاز دارد. اگر نتایج همان چیزی نیست که در دور اول تصور می‌کنید، صبر خود را از دست ندهید. همان‌طور که درباره مخاطبان و واکنش‌های آن‌ها به پیام‌های مختلف یاد می‌گیرید، نتایج بهتر خواهد شد.

بازاریابی مجدد (Remarketing) چیست؟

بازاریابی مجدد (Remarketing)، که گاهی با عنوان هدف‌گیری مجدد (Retargeting) نیز شناخته می‌شود، روشی است که به کسب‌وکارها اجازه می‌دهد تبلیغات هدفمند را به افرادی ارائه دهند که قبلاً از وب‌سایت یا اپلیکیشن آن‌ها بازدید کرده‌اند یا اقدامی در آن انجام داده‌اند. از نظر فنی، بازاریابی مجدد شامل استفاده از یک تگ جاوا اسکریپت (معروف به پیکسل) برای قرار دادن یک کوکی در مرورگر کاربر است.

این کوکی، بر اساس صفحاتی که کاربر بازدید کرده یا محصولاتی که جستجو کرده است، پلتفرم بازاریابی را مطلع می‌کند تا تبلیغات نمایشی خاصی را از طریق تبادل آگهی به کاربر ارائه دهد. بازاریابی مجدد می‌تواند برای تبلیغ یک محصول یا پیشنهاد خاص یا به‌دست‌آوردن نرخ تبدیل مشتری خاصی استفاده شود.

برای مثال، در تجارت الکترونیک، می‌توان از تبلیغات بازاریابی مجدد برای نمایش محصولی که کاربر به سبد خرید اضافه کرده اما خرید را تکمیل نکرده است، استفاده کرد تا نرخ رها شدن سبد خرید را کاهش دهد.

مزایای بازاریابی مجدد

  1. افزایش تعامل و تبدیل: بازاریابی مجدد به یادآوری تمایل بازدیدکنندگان به تعامل با برند شما کمک می‌کند و می‌تواند انتقال آن‌ها به مرحله بعدی قیف فروش را تسهیل کند. برای مثال، اگر کاربری صفحه محصولی را ترک کرده باشد، می‌توان بلافاصله تبلیغ بازاریابی مجدد را به او نمایش داد و او را به صفحه محصول بازگرداند، که این می‌تواند مشوقی برای افزودن محصول به سبد خرید باشد.

  2. تبلیغات فزاینده مرتبط: تبلیغات بازاریابی مجدد می‌تواند با شخصی‌سازی متناسب با ترجیحات و نیازهای هر کاربر یا بخش‌های خاص مشتری، بسیار موثرتر عمل کند. این شخصی‌سازی می‌تواند از طریق استفاده از تبلیغات پویا انجام شود، که به طور خودکار محتوا و تبلیغات را به طور خاص با هر کاربر تطبیق می‌دهد. به این ترتیب، می‌توان اطمینان حاصل کرد که مشتریان با مناسب‌ترین تبلیغات درگیر می‌شوند، که منجر به افزایش تعامل کاربر و بازده سرمایه‌گذاری (ROI) بالاتر می‌شود.

تعریف Remarketing و Retargeting

هر دو اصطلاح Remarketing و Retargeting در دنیای بازاریابی آنلاین به کار می‌روند و هدف آن‌ها این است که بازاریابان و تبلیغ‌دهندگان بتوانند از مخاطبانی که با کسب‌وکار ارتباط برقرار کرده‌اند، دوباره بهره‌مند شوند و تبلیغات خود را به صورت هدفمند به آن‌ها نمایش دهند.

شباهت‌های Remarketing و Retargeting

شباهت اصلی این دو رویکرد در این است که هر دو بر اساس فعالیت‌ها و تعاملات کاربران با وب‌سایت یا اپلیکیشن کسب‌وکار، اقدام به نمایش تبلیغات به کاربران می‌کنند. به عبارت دیگر، هدف اصلی هر دو، ارتقاء بازگشت کاربران به سایت است و تبلیغاتی مخصوص به آن‌ها نمایش داده می‌شود.

این روش‌ها به کسب‌وکارها کمک می‌کنند تا از بازدیدکنندگان گذشته خود بهره‌برداری کنند و آن‌ها را به مشتریان بازگشتی تبدیل کنند، که این امر می‌تواند به بهبود نرخ تبدیل و افزایش فروش منجر شود.

استراتژی‌های بازاریابی مجدد هوشمند برای تبلیغات بهتر

  1. تعیین صفحات هدف برای بازاریابی مجدد: انتخاب صفحاتی که باید تگ شوند، بستگی مستقیم به اهداف بازاریابی شما دارد. اگر هدف شما افزایش مشتری‌سازی است، باید صفحات فرود برتر خود را تگ کنید و بازاریابی مجدد را بر روی بازدیدکنندگان این صفحات متمرکز کنید. برای مثال، اگر هدف شما افزایش فروش است، صفحات محصولاتی که بالاترین نرخ فروش را دارند، باید هدف قرار گیرند.

  2. تقسیم‌بندی فعالیت‌های بازاریابی مجدد: کمپین‌های بازاریابی مجدد خود را به‌صورت هوشمندانه تقسیم‌بندی کنید تا بتوانید به نیازها و خواسته‌های مختلف مشتریان پاسخ دهید. به این صورت که رفتار هر گروه از بازدیدکنندگان را شناسایی کرده و بر اساس آن استراتژی‌های بازاریابی مجدد خود را تنظیم کنید. به‌عنوان مثال، می‌توانید پیام‌های مختلفی برای مشتریانی که زمان بیشتری در سایت شما می‌گذرانند یا چندین صفحه را بازدید کرده‌اند، ارسال کنید.

  3. ایجاد تبلیغات در اندازه‌ها و فرمت‌های مختلف: برای به حداکثر رساندن دسترسی به مخاطبان هدف، تبلیغات خود را در اندازه‌ها و فرمت‌های مختلف طراحی کنید. این کار به شما امکان می‌دهد تا تبلیغات شما در تمامی سایت‌های شبکه تبلیغاتی گوگل (Google Ads) نمایش داده شود و پیام شما به‌طور گسترده‌تری منتشر شود.

  4. ارائه پیشنهادات ویژه برای سبد خرید رها شده: اگر بازدیدکننده‌ای سبد خرید خود را رها کرده است، می‌توانید با ارائه کوپن‌های تخفیف یا پیشنهادات ویژه او را ترغیب کنید تا به سایت بازگردد و خرید خود را کامل کند. این روش به‌ویژه برای تجارت‌های الکترونیکی بسیار مؤثر است.

  5. کاهش هزینه‌ها برای بازدیدکنندگان غیرمشتری: برای بازدیدکنندگان صفحاتی مانند صفحه اصلی که هنوز مشتری نشده‌اند، پیشنهادات کمتری ارائه دهید و بودجه کمتری را به آن‌ها اختصاص دهید. این کار به شما کمک می‌کند تا بازگشت سرمایه خود را بهینه کنید و بودجه بیشتری را به بازدیدکنندگان مهم‌تر اختصاص دهید.

  6. استفاده از کوپن‌های تخفیف برای بازدیدکنندگان مکرر: بازدیدکنندگانی که به‌طور مکرر به سایت شما مراجعه می‌کنند و از صفحات محصول خاصی بازدید می‌کنند، احتمال زیادی برای تبدیل به مشتری دارند. ارائه کوپن‌های تخفیف به این افراد می‌تواند آن‌ها را به خرید تشویق کند.

  7. تمرکز بر محتوا و آموزش به‌جای فروش مستقیم: به‌جای تمرکز صرف بر فروش، به بازدیدکنندگان سایت خود آموزش دهید و محتوای ارزشمند ارائه دهید. این کار باعث افزایش شناخت برند شما می‌شود و مشتریان احتمالی را به‌طور غیرمستقیم ترغیب به خرید می‌کند.

  8. تنظیم مدت زمان بازاریابی مجدد گوگل: مدت زمان دنبال کردن بازدیدکنندگان باید بر اساس نوع کسب‌وکار و هدف شما تنظیم شود. برای مثال، اگر یک کسب‌وکار B2B دارید و هدف شما افزایش آگاهی از برند است، می‌توانید مدت زمان بازاریابی مجدد را به چند ماه افزایش دهید.

  9. محدودیت فرکانس بازاریابی مجدد: تعداد دفعات نمایش تبلیغات را برای هر بازدیدکننده تنظیم کنید تا از مزاحمت جلوگیری شود. برای مثال، اگر شما یک خرده‌فروش آنلاین هستید که تخفیف محدودی را تبلیغ می‌کند، می‌توانید تبلیغات خود را با فرکانس بالا و در مدت کوتاه‌تری نمایش دهید.

  10. تغییر پیام تبلیغاتی بر اساس بازخورد: اگر مشاهده کردید که پس از مدتی نرخ کلیک تبلیغات شما کاهش یافته است، می‌توانید پیام و طرح تبلیغات خود را تغییر دهید تا توجه مجدد مخاطبان را جلب کنید.

  11. بازاریابی مجدد برای مشتریان تبدیل‌شده: حتی پس از تبدیل بازدیدکنندگان به مشتری، می‌توانید از بازاریابی مجدد برای حفظ ارتباط با آن‌ها و افزایش فروش‌های بعدی استفاده کنید. برای مثال، می‌توانید تخفیفات ویژه یا محصولات جدید خود را به آن‌ها معرفی کنید.

  12. آزمایش و بهینه‌سازی مستمر: کمپین‌های بازاریابی مجدد خود را همیشه با تست A/B آزمایش کنید و بر اساس نتایج به‌دست‌آمده، تغییرات لازم را اعمال کنید. این کار به شما کمک می‌کند تا بازگشت سرمایه خود را به حداکثر برسانید و عملکرد کمپین‌ها را بهبود بخشید.

این استراتژی‌ها به شما کمک می‌کنند تا کمپین‌های بازاریابی مجدد خود را به‌صورت هوشمندانه‌تر اجرا کنید و نتایج بهتری از تبلیغات خود به‌دست آورید.

مرز تار بین بازاریابی مجدد و هدف‌گذاری مجدد

در گذشته، بازاریابی مجدد و هدف‌گذاری مجدد به‌طور جداگانه و در سیلوهای مختلف فعالیت می‌کردند. ایمیل به‌عنوان یک ابزار مستقل برای بازاریابی مجدد و رسانه‌های پولی به‌طور معمول برای هدف‌گذاری در بالای قیف بازاریابی به‌کار می‌رفتند. بازاریابی مجدد عموماً بر اساس اقداماتی که کاربران در وب‌سایت انجام می‌دادند، عمل می‌کرد.

با این حال، با پیشرفت پلتفرم‌هایی مانند Google Ads و Facebook، این دو مفهوم شروع به همپوشانی کردند. چرا؟ زیرا این پلتفرم‌ها قابلیت هدف‌گذاری کاربران بر اساس لیست ایمیل مشتریان را اضافه کردند، که امکان استفاده از داده‌های ایمیلی را برای تبلیغات پولی فراهم می‌کند.

پلتفرم Facebook

Facebook قابلیت بارگذاری لیست ایمیل را فراهم کرده است. این به شما امکان می‌دهد تا از لیست ایمیل خود برای ایجاد مخاطب مشابه یا هدف‌گذاری مجدد بر اساس این لیست استفاده کنید. هنگامی که لیست ایمیل‌ها بارگذاری می‌شود، Facebook به‌طور خودکار این آدرس‌های ایمیل را با حساب‌های کاربران در پلتفرم خود تطبیق می‌دهد و از آن‌ها برای نمایش تبلیغات به این کاربران استفاده می‌کند.

پلتفرم Google Ads

Google Ads نیز قابلیت مشابهی را فراهم می‌کند. شما می‌توانید لیست ایمیل‌های خود را در پلتفرم بارگذاری کنید و Google Ads به شما اجازه می‌دهد تا تبلیغات خود را به کاربران موجود در این لیست‌ها نشان دهید. این قابلیت به شما امکان می‌دهد تا پیام‌های خاصی را که در ایمیل‌های خود ارسال کرده‌اید، دوباره از طریق تبلیغات پولی به کاربران نشان دهید.

امروزه، خط بین بازاریابی مجدد و هدف‌گذاری مجدد به‌طور فزاینده‌ای مبهم شده است. با ترکیب داده‌های ایمیلی و تبلیغات پولی، شما می‌توانید پیام‌های هماهنگ و یکپارچه‌تری را به کاربران خود ارسال کنید. این امکان به شما می‌دهد تا نه‌تنها از طریق ایمیل، بلکه از طریق تبلیغات پولی نیز با کاربران ارتباط برقرار کنید، که این امر به افزایش تأثیرگذاری کمپین‌های بازاریابی شما کمک می‌کند.

هدف‌گذاری مجدد در برابر بازاریابی مجدد: آماده‌سازی

در سال‌های اخیر، همپوشانی بین بازاریابی مجدد و هدف‌گذاری مجدد بیشتر شده و تفاوت‌های آن‌ها کاهش یافته است. این امر نه‌تنها در مورد این دو تاکتیک خاص، بلکه در مورد بازاریابی دیجیتال به‌طور کلی صادق است. هدف مشترک هر دو، افزایش نرخ تبدیل کاربران به مشتریانی است که احتمال خرید از برند شما را دارند. اما تفاوت اصلی آن‌ها در استراتژی مورد استفاده نهفته است.

هدف‌گذاری مجدد بیشتر بر تبلیغات پولی متمرکز است و می‌تواند انواع مختلفی داشته باشد و طیف وسیعی از افراد را هدف قرار دهد. این روش شامل نمایش تبلیغات به کاربرانی است که به نوعی با برند شما تعامل داشته‌اند، مانند بازدید از وب‌سایت شما یا مشاهده محصولی خاص.

بازاریابی مجدد اما بیشتر بر کمپین‌های ایمیلی و ارتباط با افرادی که قبلاً با برند شما تعامل داشته‌اند، تمرکز دارد. این روش به شما امکان می‌دهد پیام‌ها و پیشنهادات خاص‌تری را برای کاربران ارسال کنید که در گذشته با شما ارتباط برقرار کرده‌اند. هدف این است که آن‌ها را دوباره به سایت شما بازگردانید و آن‌ها را به مشتری تبدیل کنید.

این ادغام بین بازاریابی مجدد و هدف‌گذاری مجدد، نشان‌دهنده تحول گسترده‌تر در بازاریابی دیجیتال است. قبلاً این تمایزات به‌صورت واضح‌تری وجود داشتند، اما اکنون با همگرایی پلتفرم‌ها و ابزارها، این مرزها کم‌رنگ‌تر شده‌اند. امروزه، سؤال اصلی این نیست که کدام تاکتیک مشخص است، بلکه این است که کدام یک از این تاکتیک‌ها بهترین نتایج را برای کسب‌وکار شما به همراه دارد.

“ریتارگتینگ (Retargeting) زیرمجموعه‌ای از ریمارکتینگ (Remarketing) است، به‌طوری‌که ریتارگتینگ بر نمایش تبلیغات به مشتریان بالقوه بر اساس کوکی‌ها تمرکز دارد، در حالی که ریمارکتینگ عموماً از کمپین‌های ایمیلی و روش‌های دیگر برای جذب مجدد مشتریان گذشته استفاده می‌کند.” – نیل پاتل

نتیجه‌گیری

Remarketing و Retargeting هر دو استراتژی‌های بازاریابی هستند که هدف آن‌ها بازگرداندن مشتریانی است که به نحوی با کسب‌وکار شما تعامل داشته‌اند اما به مشتری نهایی تبدیل نشده‌اند. در حالی که این دو اصطلاح اغلب به جای یکدیگر استفاده می‌شوند، تفاوت‌های مهمی بین آن‌ها وجود دارد.

شباهت‌ها: هر دو روش بر اساس جمع‌آوری داده‌های رفتاری کاربران کار می‌کنند و هدف آن‌ها ارائه پیام‌های شخصی‌سازی شده برای ترغیب مشتری به بازگشت و تکمیل اقداماتی است که پیش از این آغاز کرده‌اند. چه از طریق تبلیغات در وبسایت‌های دیگر (Retargeting) یا از طریق ایمیل‌های پیگیری (Remarketing)، هر دو رویکرد در پی افزایش نرخ تبدیل و بهبود بازده سرمایه‌گذاری هستند.

تفاوت‌ها: Retargeting بیشتر بر تبلیغات آنلاین تمرکز دارد و هدف آن نمایش تبلیغات به کاربرانی است که قبلاً از وبسایت شما بازدید کرده‌اند. این تبلیغات می‌تواند در سایت‌های مختلف یا پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی به نمایش درآید تا کاربر را به بازگشت به سایت شما ترغیب کند.
از سوی دیگر، Remarketing بیشتر به استفاده از ایمیل‌های شخصی‌سازی شده برای بازگرداندن مشتریانی که قبلاً با کسب‌وکار شما تعامل داشته‌اند، می‌پردازد. این استراتژی معمولاً شامل ارسال ایمیل‌های پیگیری به کاربرانی است که محصولاتی را به سبد خرید خود اضافه کرده‌اند ولی خرید را تکمیل نکرده‌اند.

در نهایت، هر دو استراتژی می‌توانند به‌طور مؤثری برای تکمیل یکدیگر به کار گرفته شوند و بسته به نیازهای کسب‌وکار و رفتار مخاطبان هدف، می‌توانند نتایج قابل توجهی را به ارمغان آورند. ترکیب هوشمندانه Retargeting و Remarketing می‌تواند به شما کمک کند تا مشتریان بالقوه را بهتر هدف‌گذاری کنید و نرخ تبدیل خود را بهبود بخشید.

Thumbnail

آشنایی با انـواع بازاریابی که به کسب و کار شما کمک خواهد کرد.

برای آشنایی بیشتر با انـواع بازاریابی و چگونگی تاثیر آن‌ها بر کسب و کارتان کلیک کنید.

سوالات متداول درباره ریتارگتینگ و ریمارکتینگ

ریتارگتینگ و ریمارکتینگ چه تفاوتی دارند؟

ریتارگتینگ به نمایش تبلیغات به کاربرانی که از وب‌سایت شما بازدید کرده‌اند اما خرید یا ثبت‌نامی انجام نداده‌اند، با استفاده از کوکی‌ها برای دنبال کردن آن‌ها در وب اشاره دارد. از سوی دیگر، ریمارکتینگ معمولاً شامل بازاریابی مجدد از طریق کمپین‌های ایمیلی و سایر روش‌های مستقیم است که بر اساس تعاملات گذشته کاربر با کسب‌وکار شما انجام می‌شود.

یک مثال از ریمارکتینگ چیست؟

ریمارکتینگ می‌تواند شامل ارسال ایمیل‌های یادآوری به کاربرانی باشد که محصولات را به سبد خرید خود اضافه کرده‌اند اما خرید را تکمیل نکرده‌اند.

یک مثال از ریتارگتینگ چیست؟

ریتارگتینگ می‌تواند نمایش تبلیغات محصولی که کاربر در وب‌سایت شما مشاهده کرده اما نخریده است، در وب‌سایت‌های دیگر باشد.

تفاوت بین تارگتینگ و ریتارگتینگ چیست؟

تارگتینگ به فرآیند هدف‌گذاری اولیه کاربران بر اساس معیارهای خاص اشاره دارد، در حالی که ریتارگتینگ به دنبال کردن کاربرانی که قبلاً به نوعی با وب‌سایت شما تعامل داشته‌اند و هدف‌گذاری مجدد آن‌هاست.

تفاوت بین ریمارکتینگ و ریتارگتینگ در HubSpot چیست؟

HubSpot ممکن است تفاوت‌هایی در رویکرد به ریمارکتینگ و ریتارگتینگ داشته باشد، اما به‌طور کلی ریمارکتینگ به معنای ارتباط مجدد از طریق ایمیل یا روش‌های مستقیم است و ریتارگتینگ به نمایش تبلیغات به کاربران قبلی اشاره دارد.

معنای ریتارگتینگ چیست؟

ریتارگتینگ به نمایش تبلیغات به کاربرانی که از وب‌سایت شما بازدید کرده‌اند اما اقدام به خرید یا ثبت‌نام نکرده‌اند، اشاره دارد.

خدمات بازاریـابی و افزایش فروش در آژانس دیجیتـال مارکتینگ وب آنجل

آژانس دیجیتال مارکـتینگ وب آنجل بیش از یک دهه است که به کسب‌وکارها و برندهای کوچک و بزرگ در افزایش تعداد مشتری و فروش کمک می‌کند. موفقیت شما، اعتبار بیشتر برای ماست. آیا کـسب‌وکار بعدی که ما به آن کمک می‌کنیم شما هستید؟

🎉 ۲۰٪ تخفیف ویژه برای هم‌میهنان عزیز

وب آنجل با بیش از ۱۶ سال تجربه تخصصی در سئو، طراحی وب و بازاریابی دیجیتال، همیشه یک هدف داشته است: رضایت کامل مشتریان.

صدها پروژه موفق و بازخوردهایی که یک پیام مشترک دارند: «وب آنجل، فرشته نجات کسب‌وکار ماست»

این فرصت را از دست ندهید؛ همین امروز کسب‌وکار خود را وارد مسیر رشد سریع و پایدار کنید.
۱. بررسی رایگان وب‌سایت
  • ارزیابی سئو تکنیکال و تجربه کاربری
  • گزارش دقیق با فرصت‌های رشد
  • پیشنهادهای کاربردی و اختصاصی
۲. خدمات سئو
  • استراتژی‌های پیشرفته کلمات کلیدی و محتوا
  • بهینه‌سازی سئو تکنیکال و داخلی
  • ساخت بک‌لینک و لینک‌سازی داخلی
۳. تبلیغات گوگل و SEM
  • راه‌اندازی و بهینه‌سازی کمپین‌ها
  • افزایش CTR و مدیریت بودجه
  • هدف‌گیری تبلیغاتی با نرخ تبدیل بالا
۴. بهبود CRO و تجربه کاربری
  • تست A/B و تحلیل نقشه حرارتی
  • بهینه‌سازی CTAها و صفحات فرود
  • ایجاد تجربه کاربری روان و بدون مانع
۵. طراحی و توسعه وب
  • طراحی واکنش‌گرا و اولویت با موبایل
  • طراحی مدرن و با بارگذاری سریع
  • توسعه یکپارچه با سئو
۶. بازاریابی محتوایی و ایمیل
  • تولید محتوا و استراتژی بلاگ سئو
  • ایمیل مارکتینگ و طراحی قیف‌های ارتباطی
  • محتوای شخصی‌سازی‌شده و متمرکز بر تبدیل

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *