اگر در شبکههای اجتماعی فعالیت میکنید، احتمالاً از خود پرسیدهاید یا از شما پرسیدهاند که چگونه میتوان ویروسی (وایرال) شد. منطقی است که بسیاری از کسبوکارها به بازاریابی ویروسی به عنوان راهی برای دستیابی به شهرت در شبکههای اجتماعی نگاه کنند. در نهایت، چه کسی نمیخواهد برند و محتوای خود را در مقابل تعداد زیادی از افراد قرار بدهد؟
بر اساس نظرسنجی Sprout Pulse در سهماهه چهارم سال ۲۰۲۲، ۷۲٪ از بازاریابان “همگام شدن با تغییرات روندهای اجتماعی” را به عنوان بزرگترین چالش خود ذکر کردهاند. بنابراین بازاریابی ویروسی امروزه چه معنایی دارد؟ آیا دنبال کردن این نوع روند هنوز هم منطقی است، یا برندها باید به جای آن، رسانههای اجتماعی را باید به عنوان بخشی از یک قیف بازاریابی بزرگتر مورد تمرکز قرار دهند؟ با توجه به تغییرات بسیاری که شبکههای اجتماعی در سالهای اخیر تجربه کردهاند، مفهوم بازاریابی ویروسی نیاز به بازنگری دارد. بیایید به آن بپردازیم.
“بازاریابی ویروسی درباره ساخت محتوایی است که مردم مشتاق به اشتراکگذاری آن هستند و ایجاد یک واکنش زنجیرهای که پیام شما را بهطور گسترده پخش میکند.” – جونا برگر
بازاریابی ویروسی چیست؟
بازاریابی ویروسی (Viral Marketing) یک سبک تبلیغاتی است که به مخاطب وابسته است تا به صورت ارگانیک پیام یک محصول یا خدمت را تولید و پخش کند. در شبکههای اجتماعی، بازاریابی زمانی “ویروسی،وایرال” محسوب میشود که به سرعت توسط عموم مردم (با اثر ترکیبی) به اشتراک گذاشته شود، نه فقط توسط مخاطب هدف. به زبان سادهتر بازاریابی ویروسی به دنبال انتشار اطلاعات در مورد یک محصول یا خدمات از فردی به فرد دیگر از طریق بازاریابی دهان به دهان یا اشتراکگذاری از طریق اینترنت یا ایمیل است. هدف بازاریابی ویروسی این است که افراد را تشویق کند تا پیام بازاریابی را با دوستان، خانواده و دیگر افراد به اشتراک بگذارند تا رشد وایرال شدن در ابعاد بالا به دریافتکنندگان آن ایجاد شود.
نکات مهم:
- اینترنت و ظهور شبکههای اجتماعی به شدت تعداد پیامهای ویروسی به شکل میمها، اشتراکگذاریها، لایکها و فورواردها را افزایش دادهاند.
- برخی کمپینهای بازاریابی تلاش میکنند ویروسی شدن را تحریک کنند؛ اما اغلب اوقات اینکه چه چیزی دقیقاً ویروسی میشود، همچنان یک راز باقی میماند.
- وقتی چیزی ویروسی میشود، این یک راه آسان و ارزان برای جلب محبوبیت پیام است.
- بازاریابی ویروسی میتواند دامنه دسترسی یک شرکت و در نهایت، پایگاه مشتریان آن را افزایش دهد.
آیا تجربهای در بازاریابی ویروسی داشتهاید؟ چگونه برند خود را در شبکههای اجتماعی مطرح کردهاید؟ منتظر شنیدن نظرات شما هستیم!
درک بازاریابی ویروسی
در مورد بازاریابی ویروسی، “ویروسی” به چیزی اشاره دارد که به سرعت و به طور گسترده در میان مخاطبانش پخش میشود. بازاریابی ویروسی یک کار عمدی است، اگرچه توزیع پیام به صورت ارگانیک اتفاق میافتد. به همین ترتیب، شبکههای اجتماعی اکوسیستم مناسبی برای بازاریابی ویروسی فراهم میکنند، هرچند ریشههای آن در بازاریابی سنتی و دهان به دهان است.
در حالی که این روش در اوایل تا اواسط دهه 2000 بهطور گستردهتری مورد استفاده قرار میگرفت، زیرا کسبوکارهای جدید اینترنتی بهطور چشمگیری ایجاد میشدند، اما همچنان در بین شرکتهای اینترنتی بهویژه شرکتهای B-to-C (تجارت به مصرفکننده) رایج است. پذیرش گسترده شبکههای اجتماعی از جمله یوتیوب، X (قبلاً توییتر)، اینستاگرام، اسنپچت و فیسبوک، تلاشهای مدرن بازاریابی ویروسی را ممکن و کارآمدتر کرده است.

آشنایی با انـواع بازاریابی که به کسب و کار شما کمک خواهد کرد.
برای آشنایی بیشتر با انـواع بازاریابی و چگونگی تاثیر آنها بر کسب و کارتان کلیک کنید.
تاریخچه بازاریابی ویروسی
بازاریابی ویروسی به عنوان یک مفهوم مدرن در دهه 1990 و با رشد اینترنت و فناوریهای دیجیتال به وجود آمد. برخی از نقاط عطف مهم در تاریخچه بازاریابی ویروسی شامل موارد زیر است:
- Hotmail (1996): یکی از اولین و معروفترین نمونههای بازاریابی ویروسی، راهاندازی سرویس ایمیل رایگان Hotmail بود. در هر ایمیل ارسال شده توسط کاربران، یک پیام تبلیغاتی شامل لینک به صفحه ثبتنام Hotmail قرار داشت که منجر به رشد سریع کاربران این سرویس شد.
- Blair Witch Project (1999): این فیلم ترسناک با استفاده از یک کمپین بازاریابی ویروسی هوشمندانه تبلیغ شد. کمپین شامل وبسایتها و داستانهای جعلی درباره گم شدن واقعی فیلمسازان بود که منجر به ایجاد هیجان و اشتیاق زیادی برای دیدن فیلم شد.
- Subservient Chicken (2004): این کمپین تبلیغاتی توسط Burger King اجرا شد و شامل یک وبسایت بود که کاربران میتوانستند به یک مرغ لباسپوش دستور دهند تا کارهای مختلفی انجام دهد. این کمپین به سرعت ویروسی شد و توجه زیادی را به خود جلب کرد.
- Old Spice (2010): کمپین “The Man Your Man Could Smell Like” با استفاده از ویدیوهای خلاقانه و طنز در یوتیوب، توانست به سرعت ویروسی شود و برند Old Spice را به یک نماد فرهنگی تبدیل کند.
- Ice Bucket Challenge (2014): این کمپین برای افزایش آگاهی درباره بیماری ALS و جمعآوری کمکهای مالی اجرا شد. افراد در این چالش، یک سطل آب یخ را روی سر خود خالی میکردند و دیگران را نیز به انجام این چالش دعوت میکردند. این کمپین به سرعت در سراسر جهان ویروسی شد و میلیونها دلار کمک مالی جمعآوری کرد.
بازاریابی ویروسی همچنان به عنوان یکی از مؤثرترین استراتژیهای بازاریابی در دنیای دیجیتال شناخته میشود و با پیشرفت فناوریهای جدید، روشها و تکنیکهای جدیدی برای اجرای کمپینهای ویروسی به وجود میآید.
کتابهای معروف درباره بازاریابی ویروسی
- Contagious: How to Build Word of Mouth in the Digital Age – نوشته Jonah Berger
- این کتاب یکی از معروفترین منابع در زمینه بازاریابی ویروسی است. Jonah Berger در این کتاب به بررسی عواملی میپردازد که باعث میشود یک محتوا ویروسی شود. او شش اصل را برای ایجاد محتوای ویروسی معرفی میکند که شامل ارزش اجتماعی، عواطف، عمومیت، ارزش عملی، داستانگویی و جذابیت میشوند.
- Made to Stick: Why Some Ideas Survive and Others Die – نوشته Chip Heath و Dan Heath
- در این کتاب، نویسندگان به بررسی عواملی میپردازند که باعث میشود برخی ایدهها به یادماندنی و مؤثر باشند و برخی دیگر نه. کتاب “Made to Stick” شش اصل را برای ایجاد پیامهای مؤثر و ویروسی معرفی میکند که شامل سادهسازی، غیرمنتظره بودن، ملموس بودن، اعتبار، احساسات و داستانها میشود.
- The Tipping Point: How Little Things Can Make a Big Difference – نوشته Malcolm Gladwell
- این کتاب به بررسی این موضوع میپردازد که چگونه ایدهها، محصولات و پیامها میتوانند به سرعت شیوع پیدا کنند و به نقاط عطفی برسند که باعث ویروسی شدن آنها میشود. Malcolm Gladwell در این کتاب به معرفی سه قانون اصلی میپردازد که شامل قانون تعداد کم، عامل چسبندگی و قدرت زمینهای میشود.
- Viral Marketing: The Science of Sharing – نوشته Karen Nelson-Field
- این کتاب به تحلیل علمی بازاریابی ویروسی میپردازد و بر اساس پژوهشهای گسترده، عوامل مؤثر در اشتراکگذاری محتوا را بررسی میکند. Karen Nelson-Field نشان میدهد که چه عواملی باعث میشود تا افراد محتوای خاصی را به اشتراک بگذارند و چگونه میتوان این عوامل را در کمپینهای بازاریابی به کار برد.
ویژگیهای بازاریابی ویروسی
تمام نمونههای بازاریابی ویروسی—چه عمدی و چه تصادفی—سه چیز مشترک دارند: پیام، پیامرسان و محیط. هر قسمت باید بهدرستی استفاده شود تا یک کمپین بازاریابی ویروسی موفق ایجاد شود. کمپینهای بازاریابی ویروسی ممکن است توسط هر اندازه کسبوکاری ایجاد شوند و میتوانند بهتنهایی یا بهعنوان بخشی از یک کمپین سنتی بزرگتر عمل کنند.
این کمپینها ممکن است از چندین ابزار (مانند ویدیوها، بازیها، تصاویر، ایمیل، پیامک و محصولات رایگان) استفاده کنند تا به احساسات کاربران یا بینندگان جلب شوند، آگاهی از یک هدف ارزشمند را افزایش دهند و مصرف و اشتراکگذاری را آسانتر کنند. بازاریابی ویروسی اغلب به کمک یک تأثیرگذار متکی است که شبکه بزرگی از دنبالکنندگان دارد.
با کمک شبکههای اجتماعی به عنوان یک “ضریب قدرت”، بازاریابی ویروسی سریعتر و ارزانتر از کمپینهای بازاریابی سنتی است. از آنجایی که میتواند در مدت زمان کوتاهی ترافیک زیادی را به خود جذب کند، میتواند منجر به توجه رسانههای اصلی نیز شود. همچنین، رسانههای اجتماعی میتوانند باعث شوند که تلاشهای بازاریابی ویروسی ناکام بمانند، زیرا پیامها تغییر داده میشوند، نادرست برداشت میشوند، بهعنوان اسپم در نظر گرفته میشوند یا بهدلیل عدم تطابق با هدف مورد نقد قرار میگیرند. موفقیت بازاریابی ویروسی نیز میتواند سخت قابل اندازهگیری باشد.
مزایا و معایب بازاریابی ویروسی
مزایا
بازاریابی ویروسی راهی سریع و موثر برای جلب توجه و تعامل آنلاین است. مزایا شامل موارد زیر است:
- دامنه استثنایی: از طریق دهان به دهان، محتوای ویروسی به مشتریان و بازارهایی میرسد که کمپینهای شما به تنهایی هرگز به آنها دست نمییافتند.مثال: کمپین تبلیغاتی “Ice Bucket Challenge” برای آگاهی از ALS که میلیونها نفر در سراسر جهان را درگیر کرد و به افزایش چشمگیر کمکهای مالی منجر شد.
- رویکرد طبیعی: مشتریان شما محتوای ویروسی را با دوستان و خانواده خود به اشتراک میگذارند زیرا میخواهند اطلاعات مفیدی ارائه دهند یا در یک تجربه احساسی ارتباط برقرار کنند. بازاریابی ویروسی به طور طبیعی رشد میکند و برای مخاطبان شما مزاحم یا آزاردهنده نیست.مثال: ویدیوهای جالب و آموزنده “TED Talks” که به طور طبیعی توسط کاربران در شبکههای اجتماعی به اشتراک گذاشته میشوند.
- کمهزینه: به دلیل اینکه تأثیر بازاریابی ویروسی به صورت ارگانیک گسترش مییابد، کسبوکارها نیازی به سرمایهگذاری زیادی در تبلیغ محتوای خود ندارند. با هزینه اولیه کم، بازاریابی ویروسی نتایج عظیمی تولید میکند.مثال: ویدیوهای کوتاه و جذاب “BuzzFeed Tasty” که با هزینههای کم تولید میشوند و به سرعت در شبکههای اجتماعی پخش میشوند.
- ساخت برند: محتوای ویروسی باعث میشود مردم درباره کسبوکار صحبت کنند و تأثیر آن ماهها یا سالها پس از کمپین اصلی ادامه دارد.مثال: کمپین تبلیغاتی “Nike’s Just Do It” که به یک نماد فرهنگی تبدیل شده و تأثیر آن پس از دههها همچنان ادامه دارد.
مهم است که توجه داشته باشید که ماهیت سریع انتشار محتوای ویروسی میتواند دو لبه باشد. ممکن است برخی پیامها به دلایل نادرست ویروسی شوند. در این مواقع، حفاظت از شهرت برند دشوار است. کلید موفقیت در محتوای ویروسی، به اشتراک گذاشتن دقیق مواد طراحی شده برای مخاطب هدف شما است.
معایب
- خطر تبلیغات منفی: گاهی اوقات، بازاریابی ویروسی پاسخی مخالف آنچه انتظار میرود ایجاد میکند. مصرفکنندگان تمایل دارند اخبار منفی را بیشتر از اخبار مثبت به اشتراک بگذارند و مطالعات نشان میدهد که مردم به اخبار منفی پاسخ احساسی قویتری دارند. تبلیغات منفی میتواند برای کسبوکار مضر باشد و گاهی بازیابی از آن سخت باشد.
- سختی اندازهگیری: اثرات بازاریابی ویروسی سخت قابل اندازهگیری است زیرا تعیین اینکه آیا یک لید یا فروش از آن ناشی شده، دشوار است. و توافقی بین کسبوکارها در مورد چگونگی اندازهگیری موفقیت آن وجود ندارد.
- ویروسی شدن پایین: اگر مشتریان معتقد باشند که کمپین ویروسی حریم خصوصی و امنیت آنها را به خطر میاندازد، احتمالاً آن را به اشتراک نمیگذارند. در نتیجه، مأموریت بازاریابی شرکت شکست میخورد و شهرت آن ممکن است خدشهدار شود. کمپینهای بازاریابی ویروسی ممکن است تحت تأثیر تلاشهای ناموفق قبلی قرار گیرند.
چگونه از طریق ویدیوی ویروسی درآمد کسب کنیم؟
برای کسب درآمد از ویدیوی ویروسی، باید آن را به درآمد تبدیل کنید، معمولاً از طریق درخواست اشتراک برای مشاهده یا اجازه دادن به شرکتها برای تبلیغ به مخاطبانتان در ازای دریافت هزینه. شرکتها یا به سازنده پرداخت میکنند تا محصولات یا خدمات خود را ذکر کند یا تبلیغات شرکتها را قبل، حین یا بعد از ویدیوهایشان اجرا کنند.
مثال: کانال یوتیوب PewDiePie، یکی از پرطرفدارترین کانالهای یوتیوب، با انتشار ویدیوهای ویروسی از بازیها و نقدها به میلیونها دلار درآمد دست یافته است. این درآمد از تبلیغات قبل از ویدیوها، اسپانسرشیپها و فروش محصولات جانبی تأمین میشود.
چرا شفافیت در بازاریابی ویروسی بسیار مهم است؟
شفاف بودن به معنای صادق و باز بودن درباره عملیات و اهداف است. شفافیت در بازاریابی ویروسی مهم است زیرا مصرفکنندگان نسبت به کمپینهای بازاریابی سنتی بیشتر انتقاد دارند و شرکتها را بیشتر از گذشته مسئول عملکردشان میدانند. تقریباً 94٪ از مصرفکنندگان احتمالاً به شرکتهایی که در بازاریابی شفاف هستند وفادار خواهند بود.
مثال: کمپین تبلیغاتی Dove Real Beauty با تمرکز بر شفافیت و صداقت در بازاریابی خود، توانست اعتماد بسیاری از مصرفکنندگان را جلب کند. این کمپین نشان داد که چطور زیبایی واقعی در تنوع و صداقت نهفته است و باعث شد مصرفکنندگان به برند Dove وفادارتر شوند.
“بذرپاشی” در ارتباط با کمپین بازاریابی ویروسی چیست؟
بذرپاشی یک تکنیک بازاریابی است که در آن شرکتها بهطور هدفمند اطلاعات یا محتوای ویروسی را به کاربران منتخب پخش میکنند که فکر میکنند کمپین را بهطور مؤثری به اشتراک خواهند گذاشت. اغلب، تأثیرگذاران شبکههای اجتماعی به عنوان بذر انتخاب میشوند تا کلمه را پخش کنند و بازخوردی درباره محصول جمعآوری کنند.
مثال: کمپین تبلیغاتی GoPro با ارسال دوربینهای خود به تأثیرگذاران و ورزشکاران مشهور، توانست محتوای ویروسی ایجاد کند که به سرعت در شبکههای اجتماعی منتشر شد. این استراتژی باعث شد برند GoPro به سرعت شناخته شود و فروش دوربینهایشان افزایش یابد.
مراحل شروع یک کمپین بازاریابی ویروسی چیست؟
اول، هدف از ویروسی شدن را شناسایی کنید. آیا به دنبال بهبود تصویر برند خود یا افزایش آگاهی هستید؟ سپس، درباره مخاطبان خود بیشتر بدانید. گزارشهای شبکههای اجتماعی منبع خوبی برای اطلاعات درباره ترجیحات مخاطبان هدف شما هستند. محتوایی که میخواهید ویروسی شود باید طوری تنظیم شود که بهراحتی و به سرعت قابل اشتراکگذاری باشد. در غیر این صورت، کمپین احتمالاً در شروع شکست خواهد خورد. مطمئن شوید که محتوایی که میخواهید به اشتراک گذاشته شود، ارگانیک و قابلارتباط باشد. در نهایت، از روندها و هشتگها برای ترویج محتوا استفاده کنید زیرا توجه دنبالکنندگان شما را جلب میکنند.
مثال: کمپین “Share a Coke” شرکت کوکاکولا با هدف شخصیسازی محصولات و تشویق مردم به اشتراکگذاری بطریهای نوشابه با نام دوستان و خانوادهشان، توانست به یک کمپین ویروسی موفق تبدیل شود. این کمپین با استفاده از هشتگ #ShareACoke و ایجاد احساسات مثبت در بین مصرفکنندگان، به سرعت در شبکههای اجتماعی پخش شد.
ابزارهای خوب برای کمپینهای بازاریابی ویروسی چیستند؟
ابزارهای بسیاری وجود دارند که شرکتها میتوانند در کمپینهای بازاریابی ویروسی خود استفاده کنند. شرکتها میتوانند جوامع ایجاد و حمایت کنند که میتوانند برای تبلیغ محصولات یا خدمات شما استفاده شوند. مسابقات، جوایز و قرعهکشیها را ایجاد و تبلیغ کنید تا جلب توجه کرده و مخاطبان زیادی را جذب کنید. سایر ابزارها شامل حمایت از پیامها و انفجارهای چت میشود.
ابزارهای مدیریت شبکههای اجتماعی مانند Hootsuite و Buffer به شرکتها کمک میکنند تا محتوای ویروسی خود را به صورت مؤثرتری مدیریت و پخش کنند. این ابزارها امکان زمانبندی پستها، تجزیه و تحلیل عملکرد و هماهنگی با کمپینهای دیگر را فراهم میکنند، که میتواند تأثیر کمپینهای بازاریابی ویروسی را افزایش دهد.
اصول بازاریابی ویروسی
بازاریابی ویروسی رویکردی مشتریمحور به تبلیغات دارد. اگرچه فرمول مشخصی برای ایجاد محتوای ویروسی وجود ندارد، بهترین کمپینها آنهایی هستند که موارد زیر را درک میکنند:
- مردم چه چیزی را میخواهند ببینند
- چرا مردم محتوا را به اشتراک میگذارند
- چگونه مشتریان محتوا را به اشتراک میگذارند
بازاریابی ویروسی به توانایی محتوا در همسو شدن با نیازهای یک مخاطب خاص و الهام بخشیدن به آنها برای اشتراکگذاری متکی است. بیشتر کمپینهای ویروسی با ویژگیهای زیر تعریف میشوند:
- کاربردپذیری: مردم معمولاً محتوایی را که برای خود و دیگران ارزشمند یا مفید میبینند به اشتراک میگذارند. محتوایی که شامل اطلاعات مفیدی باشد که قبلاً توسط شرکتهای دیگر پوشش داده نشده باشد، همیشه بیشتر از مطالب عمومی توجه جلب میکند.مثال: ویدیوهای آموزشی Lifehack که نشان میدهد چگونه میتوان با وسایل ساده کارهای روزمره را آسانتر کرد، به دلیل کاربردی بودن به سرعت در شبکههای اجتماعی به اشتراک گذاشته میشوند.
- تأثیر احساسی: پیامهایی که در یک مخاطب خاص احساسات برانگیزند، باعث اشتراکگذاری میشوند. با این حال، برای ویروسی شدن، بیشتر کمپینها نیاز دارند به سرعت ارتباط احساسی برقرار کنند. یک کمپین ویروسی ممکن است هم احساسات مثبت و هم منفی را تحریک کند.مثال: ویدیوهای تبلیغاتی کمپین “Always #LikeAGirl” که هدفشان تقویت اعتماد به نفس دختران جوان است، با تأثیر احساسی قوی توانستند توجه زیادی را جلب کنند و به سرعت ویروسی شوند.
- قابلیت مقیاسپذیری: محتوای ویروسی باید سریع و به طور طبیعی پخش شود. قرار دادن دکمههای اشتراکگذاری اجتماعی در وبلاگها و تشویق مردم به اشتراکگذاری، ریتوییت یا ارسال محتوا در فیدهای اجتماعی خودشان اغلب مفید است.مثال: ویدیوهای طنز “Dollar Shave Club” که به راحتی قابل اشتراکگذاری در شبکههای اجتماعی بودند و به سرعت در بین کاربران پخش شدند.
کسبوکارها میتوانند با استفاده از ابزارهای تحلیلی و رسانههای اجتماعی مانند Sprout Social ماهیت ویروسی محتوا را ردیابی کنند.
4 کمپین بازاریابی ویروسی معروف و دلیل موفقیت آنها
همه ما به یاد داریم یک کمپین بازاریابی که در ذهنمان مانده است. یک شعار جذاب، یک آهنگ به یاد ماندنی، یا یک تبلیغ که هر بار که آن را میبینید باعث خنده شما میشود. تکنیکهای بازاریابی زیادی وجود دارند که میتوانند مخاطبان را جذب کنند و برند شما را به یاد ماندنی کنند. اما چه چیزی کمپین شما را بیشتر از هر کسبوکار دیگری به یاد ماندنی میکند؟
برخی از بهترین نمونههای کمپینهای بازاریابی که ویروسی شدند را لیست کردهایم تا برای کمپین بعدی خود الهام بگیرید و آگاهی از برند خود را افزایش دهید و مشتریان جدیدی جذب کنید.
کمپین بازاریابی ویروسی چیست؟
یک کمپین بازاریابی ویروسی کمپینی است که بسیار موفق بوده، شناخته شده است و توسط بسیاری از بینندگان به اشتراک گذاشته شده است.
بیشتر اوقات، هیچکس نمیتواند تعیین کند که کمپینش ویروسی خواهد شد یا نه و همه کمپینهای ویروسی به بودجه بازاریابی عظیمی نیاز ندارند. این اغلب یک اتفاق تصادفی است و نمیتوان برای آن برنامهریزی کرد. اما، با یادگیری از کمپینهای ویروسی و عواملی که آنها را موثر کردهاند، میتوانید شانس خود را بهبود بخشید.
نمونههای کمپینهای بازاریابی ویروسی موفق
نایک – Just Do It
شعار معروف “Just Do It” نایک برای اولین بار در سال 1987 استفاده شد. قدرت و لحن فرماندهی این شعار نشان داده است که در تشکیل برند نایک بسیار مؤثر بوده است. اکنون این شعار با نایک در سراسر جهان مرتبط است و حتی روی بسیاری از محصولات آن، همراه با لوگوی معروف تیک نایک چاپ شده است.
این شعار مستقیم است اما همچنین بیانی باز است که به هر فردی که آن را میشنود یا میخواند اجازه میدهد آن را با شرایط خود تطبیق دهد. این یکی از دلایلی است که کمپین اصلی “Just do it” نایک در بیش از سه دهه پیش موفق بود. هر کسی میتواند با آن ارتباط برقرار کند، بنابراین هدف مخاطب شما را گسترش میدهد.
کمپین Just Do It در طول سالها دهها ویدیوی ویروسی ایجاد کرده است. یکی از علاقههای شخصی من Dream Crazier است، که ورزشکاران زن را که در طول تاریخ موانع را شکستهاند، جشن میگیرد.
Manscaped – تبلیغ بیلیارد Lawn Mower 4.0
Manscaped محصولاتی ارائه میدهد که به طور معمول مورد نیاز هستند اما چیزی نیستند که مردم تمایل داشته باشند آشکارا درباره آن صحبت کنند. کمپینهای بازاریابی ویروسی Manscaped نمونههای عالی از چگونگی ایجاد محتوای ویروسی هستند.
این برند مانند هیچ برند دیگری تبلیغ نکرده است، با استفاده از موضوعی تابو و صحبت آشکارا درباره آنچه محصولش ارائه میدهد اما با طنز، که نشان داده شده بسیار محبوب است.
جنبه طنزآمیز تبلیغات آنها باعث میشود که آنها به یاد ماندنی و ارزشمند برای اشتراکگذاری با دوستان باشند. استفاده از این تکنیک اغلب یکی از بهترین راهها برای ویروسی شدن است زیرا شوخی به یاد خواهد ماند.
Snickers – وقتی گرسنهای خودت نیستی
مشابه نایک، Snickers نیز از شعاری استفاده کرده که برای همیشه با Snickers مرتبط خواهد بود. این شعار در اکثر برندینگ آنها استفاده شده و با وجود سادگی جمله، به یاد ماندنی است.
Snickers تعداد زیادی رقبا در صنعت شکلات بار دارد، به همین دلیل آنها باید از بقیه متمایز باشند.
آنها از شعار خود برای ساختن تعداد زیادی تبلیغ خندهدار استفاده کردهاند که در آن بازیگر به طور متفاوتی رفتار میکند یا شخصیتش تغییر میکند زیرا گرسنه است. هنگامی که یک Snickers میخورد، به حالت عادی خود بازمیگردد. استفاده از شعار خود و تبدیل آن به کمدی یک تبلیغ هوشمندانه است.
در سال 2017، Snickers یک بازی خندهدار با این خط انجام داد و یک بیلبوردی ایجاد کرد که روی آن نوشته بود: “وقتی گرسنهای فراموشکار هستی”. بدون شک یکی از بهترین تبلیغات روز ولنتاین تمام دوران!
ردبول:
یکی از معروفترین کمپینهای ویروسی ردبول، پرش فضایی “ردبول استراتوس” است که در سال 2012 اجرا شد. در این کمپین، فلیکس باومگارتنر از لبه فضا به زمین پرش کرد و این اتفاق به صورت زنده از طریق اینترنت پخش شد. این کمپین توانست میلیونها بازدید و اشتراکگذاری در سراسر جهان به دست آورد و توجه زیادی را به برند ردبول جلب کند.
Pepsi – تبلیغات هالووین
مطمئنم همه ما از رقابت بین پپسی و کوکا کولا آگاه هستیم. در طول سالها هر دو برند کمپینهایی ایجاد کردهاند که به طور زیرکانه به رقیب خود اشاره میکنند. اما این تبلیغ معروف، که در اکتبر 2013 پخش شد، از آن زمان به یاد مانده است.
چگونه یک کمپین بازاریابی ویروسی در شبکههای اجتماعی پخش میشود؟
بیایید به برخی از عوامل مشترک که میتواند به کمپین بازاریابی بعدی شما کمک کند تا ویروسی شود نگاهی بیندازیم.
شعارها
بسیاری از این کمپینهای موفق یک شعار معروف دارند که اکنون با آن برند مرتبط است. این امر آگاهی از برند آنها را بهبود بخشیده و نه تنها یک کمپین ویروسی بلکه یک برند ویروسی نیز ایجاد کرده است.
مثال: شعار “هوای تازه با همراهی شما” شرکت ایرانسل، با تاکید بر خدمات بهتر و کیفیت بالای ارتباطات، یکی از شعارهای معروف در ایران است که توانسته است به برند ایرانسل هویت بخشد و آن را در ذهن مردم ماندگار کند.
طنز
دو تا از احساسات اصلی برای اکثر مردم شادی و خوشحالی است. به همین دلیل است که کمپینهای کمدی بسیار موفق هستند. تولید چیزی خندهدار احتمال اشتراکگذاری کمپین شما را افزایش میدهد و در نتیجه ویروسی میشود. فقط به یاد بیاورید که چند بار یک ویدیوی خندهدار یا میم را دیدهاید و آن را برای یک دوست فرستادهاید. خندهدار میفروشد!
مثال: کمپینهای تبلیغاتی دیجیکالا که از طنز و شوخیهای روزمره استفاده میکنند، بسیار محبوب و ویروسی شدهاند. یکی از این کمپینها که با طنز به موضوع ارسال سریع کالا میپرداخت، توانست توجه زیادی را جلب کند.
گیرایی
یکی دیگر از عوامل مشترک که در کمپینهای ویروسی مشاهده میکنید، چیزی گیرایی است. این میتواند هر چیزی از یک آهنگ تا یک رقص باشد. این مسیر گاهی اوقات ممکن است با اذیت مردم همراه باشد، زیرا مطمئنم همه ما پس از گیر افتادن یک تبلیغ در ذهنمان برای هفتهها آزرده شدهایم. اما، این استراتژی کار میکند. کمپینهای گیرایی منجر به آگاهی از برند میشوند و مردم کسبوکار شما را به خاطر میسپارند وقتی که به دنبال خدماتی که شما ارائه میدهید، هستند.
مثال: آهنگهای تبلیغاتی بانک ملت که به صورت جالب و گیرایی ساخته شدهاند و در بسیاری از رسانهها پخش شدهاند، باعث شدهاند تا این بانک در ذهن مردم باقی بماند.
برنامه بازاریابی
کلید داشتن یک کمپین مشهور و بهخوبی برنامهریزی شده، سازماندهی برنامهریزی است. شما باید استراتژیک باشید وقتی که نوبت به راهاندازی یک کمپین بزرگ مانند مثالهایی که فهرست کردهایم میرسد. اگر یکی از اینها ویروسی شود، اینگونه برند شما به یاد خواهد ماند. اطمینان از اینکه تمام تیم بازاریابی شما در یک صفحه هستند، برنامهریزی کمپینهای خود از ابتدا تا انتها، و اطمینان از اینکه دلایل معتبری برای تمام تصمیمات خود دارید، از اشتباهات جلوگیری کرده و تضمین میکند که تمام ذینفعان مهم پروژه خوشحال خواهند بود اگر پروژه بعدی شما موفق شود.
مثال: برنامهریزی دقیق کمپینهای تبلیغاتی فروشگاههای زنجیرهای رفاه که شامل تبلیغات گسترده در رسانهها، تخفیفات ویژه و برگزاری جشنوارههای خرید میباشد، به این فروشگاهها کمک کرده است تا به یاد ماندنی و موفق باشند.
زمانبندی
بهترین کمپینهای بازاریابی ویروسی به رویدادهای جاری مانند سوپربول میپردازند. و اگر به کمک برای تأیید سریع داراییها نیاز دارید، نرمافزار تأیید بازاریابی میتواند کمک کند.
مثال: کمپینهای تبلیغاتی ایرانخودرو که به مناسبتهای مختلف مانند نوروز یا هفته دفاع مقدس برگزار میشوند، با زمانبندی مناسب توانستهاند به سرعت ویروسی شوند و توجه زیادی را جلب کنند.
در نظر گرفتن مسیری که میخواهید با کمپین خود بروید میتواند به بهبود شانس ویروسی شدن کمک کند. شما باید جنبههایی مانند منابع، بودجهها، اندازه تیم، اگر قرار است ویدیوها یا تصاویر را در خانه یا با استفاده از یک آژانس خارجی ایجاد کنید، و اینکه چه نوع ابزارها یا نرمافزاری برای کمک به ایجاد بهترین کمپین برند بعدی نیاز دارید را در نظر بگیرید.
نتیجهگیری در بازاریابی ویروسی
بازاریابی ویروسی به عنوان یکی از مؤثرترین استراتژیهای تبلیغاتی در دنیای دیجیتال شناخته شده است. این نوع بازاریابی با استفاده از قدرت اشتراکگذاری اطلاعات توسط کاربران، توانسته است تأثیر قابل توجهی در افزایش آگاهی از برند و جذب مشتریان جدید داشته باشد. در اینجا به چند نکته کلیدی برای نتیجهگیری درباره بازاریابی ویروسی میپردازیم:
1. درک اصول کلیدی
بازاریابی ویروسی بر سه اصل مهم استوار است: محتوا، پیامرسان و محیط. محتوای جذاب و قابل اشتراکگذاری، انتخاب پیامرسان مناسب (مانند تأثیرگذاران شبکههای اجتماعی)، و استفاده از محیطهای مناسب برای انتشار (مانند پلتفرمهای اجتماعی) میتوانند به موفقیت یک کمپین ویروسی کمک کنند.
2. اهمیت شفافیت و اعتماد
مصرفکنندگان امروزی نسبت به گذشته انتقادیتر و هوشیارتر هستند. شفافیت در بازاریابی ویروسی بسیار مهم است و شرکتها باید صادق و باز در مورد اهداف و عملیات خود باشند. این شفافیت میتواند به ایجاد اعتماد و وفاداری در میان مصرفکنندگان منجر شود.
3. استفاده از احساسات
کمپینهای ویروسی اغلب از احساسات مخاطبان برای افزایش اشتراکگذاری استفاده میکنند. پیامهایی که احساسات قوی (مثبت یا منفی) را برانگیزند، بیشتر احتمال دارد که توسط مخاطبان به اشتراک گذاشته شوند. بنابراین، ایجاد محتوایی که بتواند احساسات مخاطبان را تحریک کند، بسیار مهم است.
4. تأثیر طنز و سرگرمی
یکی از راههای موفقیت در بازاریابی ویروسی، استفاده از طنز و سرگرمی است. محتوای خندهدار و سرگرمکننده به راحتی توسط مخاطبان به اشتراک گذاشته میشود و میتواند به سرعت ویروسی شود. این نوع محتوا معمولاً به یادماندنی و جذاب است و باعث میشود برند شما در ذهن مخاطبان باقی بماند.
5. قابلیت مقیاسپذیری و سهولت اشتراکگذاری
برای موفقیت در بازاریابی ویروسی، محتوای شما باید قابلیت مقیاسپذیری داشته باشد و به راحتی قابل اشتراکگذاری باشد. استفاده از دکمههای اشتراکگذاری در وبسایتها و تشویق کاربران به اشتراکگذاری محتوا در شبکههای اجتماعی میتواند به افزایش ویروسی شدن کمک کند.
6. مزایا و معایب
- مزایا: بازاریابی ویروسی به شرکتها اجازه میدهد تا با هزینه کم به دامنه وسیعتری از مخاطبان دست یابند. این نوع بازاریابی میتواند به سرعت آگاهی از برند را افزایش دهد و بازگشت سرمایه بالایی داشته باشد.
- معایب: بازاریابی ویروسی میتواند ریسکهایی نیز داشته باشد. محتوای ویروسی میتواند به دلایل نادرست ویروسی شود و شهرت برند را به خطر بیندازد. همچنین، اندازهگیری موفقیت کمپینهای ویروسی ممکن است دشوار باشد.
نتیجهگیری نهایی
بازاریابی ویروسی یک ابزار قدرتمند در دنیای بازاریابی دیجیتال است که میتواند به شرکتها کمک کند تا به سرعت و با هزینه کم، آگاهی از برند خود را افزایش دهند و مشتریان جدیدی جذب کنند. با درک اصول کلیدی و استفاده از استراتژیهای مناسب، شرکتها میتوانند از این نوع بازاریابی به بهترین شکل ممکن بهرهبرداری کنند.
سوالات متداول
بازاریابی ویروسی به چه معناست؟ بازاریابی ویروسی به استراتژیای اشاره دارد که در آن محتوا به سرعت و بهطور گسترده از طریق به اشتراکگذاری توسط کاربران پخش میشود. این نوع بازاریابی به طور عمدی برای تحریک کاربران به اشتراکگذاری و ترویج اطلاعات طراحی شده است تا پیام یک محصول یا خدمات به طور گستردهای منتشر شود.
بازاریابی ویروسی چه زمانی موفق است ؟ بازاریابی ویروسی زمانی موفق است که محتوا به شکلی طراحی شود که برای کاربران جذاب و ارزشمند باشد، به طوری که آنها تمایل به اشتراکگذاری آن با دیگران داشته باشند. استفاده از عواطف، طنز، پیامهای قوی و شگفتیها میتواند به افزایش احتمال ویروسی شدن کمک کند.
نظریه بازاریابی ویروسی چیست؟ نظریه بازاریابی ویروسی بیان میکند که اطلاعات یا محتوای خاص میتواند به سرعت در میان افراد پخش شود، مشابه به گسترش ویروسها در میان جمعیت. این نظریه به اهمیت استفاده از شبکههای اجتماعی و تاثیرگذاران برای تسریع انتشار و دستیابی به مخاطبان بزرگتر تاکید دارد.
کلید بازاریابی ویروسی چیست؟ کلید بازاریابی ویروسی در ایجاد محتوای جذاب، ارزشمند و قابل اشتراکگذاری است. محتوایی که احساسات را برانگیزد، دارای پیام قوی باشد و به راحتی توسط کاربران به اشتراک گذاشته شود، احتمال بیشتری برای ویروسی شدن دارد. همچنین، زمانبندی مناسب و استفاده از شبکههای اجتماعی به عنوان پلتفرمهای انتشار، از عوامل مهم موفقیت بازاریابی ویروسی هستند.
خدمات بازاریـابی و افزایش فروش در آژانس دیجیتـال مارکتینگ وب آنجل
آژانس دیجیتال مارکـتینگ وب آنجل بیش از یک دهه است که به کسبوکارها و برندهای کوچک و بزرگ در افزایش تعداد مشتری و فروش کمک میکند. موفقیت شما، اعتبار بیشتر برای ماست. آیا کـسبوکار بعدی که ما به آن کمک میکنیم شما هستید؟

















