اسکیل آپ Scale up کردن کسب و کار چیست؟

در منابع مختلف تعاریف زیادی از اسکیل آپ (Scale Up) وجود دارد. یکی از تعاریف معتبر این است که اسکیل آپ به شرکتی گفته می‌شود که مدل کسب و کار…
تاریخ آخرین به‌روزرسانی: ۲۱ تیر ۱۴۰۳
اسکیل آپ کردن در کسب و کار
اشتراک گذاری👇 یادت نشه
افزایش سرعت سایت
ثانیه‌ها، تعیین‌کننده موفقیت شما

خدمات حرفه‌ای افزایش سرعت لود سایت

در دنیای امروز، بسیاری از شرکت‌ها و استارتاپ‌ها به دنبال راه‌هایی برای رشد و توسعه سریع هستند. اسکیل آپ (Scale Up) یکی از مفاهیمی است که به این شرکت‌ها کمک می‌کند تا با استفاده از استراتژی‌های مناسب، از مرحله رشد عبور کرده و به یک کسب و کار پایدار و بزرگ تبدیل شوند. اسکیل آپ به معنای گسترش و توسعه کسب و کار با افزایش مقیاس فعالیت‌ها، منابع و فروش است. در این مقاله، به بررسی مفهوم اسکیل آپ، اهمیت آن، و راهبردهای کلیدی برای موفقیت در این فرآیند می‌پردازیم.

آیا شرکت شما آماده است که از مرحله رشد به مرحله اسکیل آپ حرکت کند؟ چه استراتژی‌هایی می‌توانند به شما کمک کنند تا به سرعت به اهداف بزرگ‌تری دست یابید و به یک بازیگر مهم در بازار تبدیل شوید؟ با وب آنجل همراه باشید تا پاسخ این سوالات را بیابیم.

اسکیل آپ (Scale Up) چیست؟

در منابع مختلف تعاریف زیادی از اسکیل آپ (Scale Up) وجود دارد. یکی از تعاریف معتبر این است که اسکیل آپ به شرکتی گفته می‌شود که مدل کسب و کار خود را به یک مدل تکرارپذیر تبدیل می‌کند؛ سپس خدمات و محصولات خود را با توجه به نیاز بازار تطبیق می‌دهد و به اطمینان می‌رسد که مدل کسب و کار آن هر چند در ابعاد کوچک است، ولی می‌تواند به همه نیازهای کسب و کارهای بزرگ پاسخ دهد. در حقیقت، مدل کسب و کار در اسکیل آپ از توانایی مقیاس‌پذیری برخوردار است.

تعریف دیگری از اسکیل آپ این است که به شرکتی گفته می‌شود که محصول و بازار مناسب را تعیین می‌کند و دقیقاً می‌داند که چه خدمات و محصولاتی را به کدام بازارها و مشتری‌ها عرضه کند. اسکیل آپ یک مرحله از مراحل رشد کسب و کار است که بعد از استارت آپ قرار می‌گیرد. زمانی کسب و کار به مرحله اسکیل آپ می‌رسد که به پتانسیل رشد و سوددهی خوبی دست یافته و میزان درآمد آن از هزینه‌های جاری بسیار پیشی گرفته باشد.

ویژگی‌های کلیدی اسکیل آپ:

  1. تکرارپذیری مدل کسب و کار: یکی از ویژگی‌های اصلی اسکیل آپ این است که مدل کسب و کار آن تکرارپذیر است و می‌تواند در مقیاس‌های بزرگتر نیز به کار گرفته شود.
  2. متناسب‌سازی بازار و محصول: اسکیل آپ‌ها در متناسب‌سازی بازار و محصول به عالی‌ترین شکل موفق هستند.
  3. جذب سرمایه‌گذاران: این شرکت‌ها قادر هستند سرمایه‌گذاران احتمالی را با ارزشی بسیار بیشتر از یک محصول کوچک، یک فرصت بازاری بسیار عالی و یک تیم معتمد جذب کنند.
  4. رشد سالانه: اسکیل آپ‌ها در عرض یک بازه سه ساله به 20 درصد رشد سالانه می‌رسند.

اسکیل آپ Scale up چیست؟

استارت آپ یا اسکیل آپ (Scale Up)؟

اصطلاحات اسکیل آپ (Scale Up) و استارت آپ (Start Up) برای تعریف نوع شرکت‌ها به کار گرفته می‌شوند، ولی در واقعیت آن‌ها به ابعاد سازمان یا مراحل رشد اشاره می‌کنند. استارت آپ‌ها و اسکیل آپ‌ها در پی میزان ثابتی از رشد هستند، ولی هر کدام از آن‌ها در مراحل گوناگون چرخه عمر کسب و کار خود جای دارند.

چرخه عمر کسب و کارها

چرخه عمر کسب و کار دارای مراحلی است که هر مدیر و کارآفرینی باید از آن‌ها و مشخصات هر یک از مراحل، اطلاعات کافی و لازم داشته باشد. در ادامه به بررسی چرخه عمر یک کسب و کار از شروع با استارت آپ، سپس بلوغ در مرحله اسکیل آپ و در نهایت تثبیت و افول احتمالی در مرحله اسکرو آپ می‌پردازیم.

استند آپ

با مرحله استند آپ (Stand Up) رشد یک کسب و کار شروع می‌شود. در حقیقت همه ایده‌هایی که در ابتدا در کسب و کارها وجود دارد در مرحله استند آپ بررسی می‌شود. بسیاری از کسب و کارها با این مرحله آشنا نیستند و به اشتباه از مرحله استارت آپ شروع می‌کنند. یک چرخه عمر کسب و کار باید از بررسی زیرساخت‌های مربوط به کسب و کار و مرحله استند آپ شروع کند.

استارت آپ

در مرحله استارت آپ (Start Up)، ایده‌های اولیه و بررسی‌ها پخته می‌شوند و تیم در این مرحله شکل می‌گیرد. همه اعضای تیم که به عنوان هسته اولیه کسب و کار شناخته می‌شوند، دور هم جمع شده و همکاری‌های اولیه صورت می‌گیرد. تمرکز این اعضا در استارت آپ بر روی محصولات و خدمات جدیدی است که قصد دارند به بازار و مردم عرضه کنند. در این مرحله، خدمات یا محصولات در مقیاس کوچک‌تر به بازار عرضه می‌شوند.

اسکیل آپ (Scale Up)

زمانی به مرحله اسکیل آپ (Scale Up) ورود می‌کنیم که اعضای تیم در مرحله استارت آپ به اندازه کافی ایده‌های خود را در بازار تست کرده و خدمات و محصولات آن‌ها تثبیت شده است. در این مرحله، اعضای تیم به اتحاد کامل رسیده‌اند و تعامل لازم بین آن‌ها شکل گرفته است. این اعضا با همکاری یکدیگر، آماده عرضه محصولات یا خدمات در سطح وسیع هستند. در این مرحله، تیم مرکزی افزایش می‌یابد و تیم‌های دیگری بر حسب نیاز اسکیل آپ و به تفکیک تخصص شکل می‌گیرند.

اسکرو آپ

زمانی که یک کسب و کار سازمان یافته است و از لحاظ سازمانی بدنه سنگینی دارد، این کسب و کار به مرحله اسکرو آپ (Screw Up) رسیده است. در این مرحله، تیم‌ها بسیار افزایش یافته‌اند و فرآیندهای اجرایی دارای پیچیدگی خاصی شده‌اند و در نهایت تیم مرکزی از درآمد بسیار خوبی برخوردار است.

اسکیل آپ و استارت آپ هر دو مراحل حیاتی در چرخه عمر کسب و کار هستند. در حالی که استارت آپ‌ها به دنبال یافتن و تثبیت جایگاه خود در بازار هستند، اسکیل آپ‌ها تمرکز خود را بر گسترش و توسعه بازار و افزایش سودآوری قرار می‌دهند. درک این مراحل و اجرای صحیح آن‌ها می‌تواند به موفقیت طولانی مدت کسب و کارها کمک کند.

تفاوت استارت آپ و اسکیل آپ (Scale Up)

استارت آپ را می‌توان یک کسب و کار نوآور و مبتنی بر فناوری‌های جدید دانست. این سازمان‌ها توانایی رشد سریع را دارند. در استارت آپ‌ها در ابتدا به طور معمول، ایده اولیه را آزمایش می‌کنند، سپس به جمع‌آوری منابع مالی می‌پردازند و در آخر مدل کسب و کار را طراحی می‌کنند. در حقیقت، استارت آپ به شرکتی کوچک گفته می‌شود که حدوداً عمر پنج ساله دارد و در پی یافتن یک مدل کسب و کار مقیاس‌پذیر یا عرضه خدمات و محصولات جدید است.

اسکیل آپ به شرکتی گفته می‌شود که از مرحله استارت آپ به خوبی گذشته و مدل کسب و کار آن به یک مدل تکرارپذیر تبدیل شده است. در اسکیل آپ، محصولات و خدمات مطابق با نیازهای جامعه و بازار است. در حقیقت، کسب و کار به این باور رسیده است که همان طور که مدل کسب و کار در ابعاد کوچک پاسخ‌دهنده نیازهای بازار و جامعه هدف است، در هنگامی که کسب و کار بزرگ شود نیز به راحتی پاسخ‌دهنده خواهد بود.

تفاوت‌های کلیدی بین استارت آپ و اسکیل آپ:

  • منابع و ساختار:

    • استارت آپ: معمولاً با منابع محدود شروع می‌کند و به دنبال جذب سرمایه‌گذاران برای تامین مالی است. تیم کوچکی دارد و به دنبال آزمایش و توسعه ایده‌ها است.
    • اسکیل آپ: دارای منابع مالی کافی و تیم‌های بزرگتر است. ساختار سازمانی پیچیده‌تری دارد و به دنبال بهینه‌سازی فرآیندها برای بهره‌وری بیشتر است.
  • ریسک و عدم قطعیت:

    • استارت آپ: در معرض ریسک‌های بالاتر و عدم قطعیت‌های زیادی است. بسیاری از استارت آپ‌ها ممکن است به دلیل عدم توانایی در پیدا کردن جایگاه مناسب در بازار شکست بخورند.
    • اسکیل آپ: ریسک کمتری دارد زیرا مدل کسب و کار آن اثبات شده و در بازار جایگاه خود را پیدا کرده است. این شرکت‌ها بیشتر به دنبال کاهش ریسک‌های عملیاتی و بهره‌وری هستند.
  • محصولات و خدمات:

    • استارت آپ: در حال توسعه محصولات و خدمات جدید است و تمرکز اصلی بر نوآوری و آزمایش است.
    • اسکیل آپ: محصولات و خدماتی را که در استارت آپ توسعه داده شده‌اند، به بازار گسترده‌تر عرضه می‌کند و بر بهبود کیفیت و افزایش تولید تمرکز دارد.
  • بازار و مشتریان:

    • استارت آپ: در حال شناسایی و جذب مشتریان اولیه است و به دنبال یافتن بخش‌های بازار مناسب است.
    • اسکیل آپ: دارای بازار و مشتریان ثابت است و به دنبال گسترش بازار و افزایش تعداد مشتریان خود است.

استارت آپ‌ها و اسکیل آپ‌ها هر دو در مسیر رشد و توسعه کسب و کار قرار دارند، اما هر کدام در مرحله متفاوتی از این مسیر هستند. استارت آپ‌ها در جستجوی مدل کسب و کار مقیاس‌پذیر و جذب مشتریان اولیه هستند، در حالی که اسکیل آپ‌ها مدل کسب و کار خود را اثبات کرده و در حال گسترش و افزایش تولید هستند. شناخت این تفاوت‌ها می‌تواند به کسب و کارها کمک کند تا استراتژی‌های مناسب برای هر مرحله از رشد خود را انتخاب کنند و مسیر موفقیت را با دقت بیشتری طی کنند.

چالش‌های اصلی و مهم در مرحله استارت آپ

چالش‌های اصلی و مهم در مرحله استارت آپ

در مرحله استارت آپ، سازمان‌ها با مجموعه‌ای از چالش‌های اساسی روبرو هستند که می‌توانند بر رشد و موفقیت آن‌ها تأثیر بگذارند. در ادامه به برخی از این چالش‌ها اشاره می‌کنیم:

1. تأمین بودجه

یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های استارت آپ‌ها، تامین بودجه لازم برای شروع و ادامه فعالیت‌ها است. این مشکل می‌تواند به دلیل عدم دسترسی به سرمایه‌گذاران، نبود منابع مالی کافی، یا مشکلات در جذب سرمایه‌گذاران مناسب باشد.

2. استخدام افراد مناسب

پیدا کردن و جذب افراد با مهارت‌های لازم و مناسب برای تیم استارت آپ یکی دیگر از چالش‌های مهم است. یک تیم قوی و هماهنگ می‌تواند تفاوت بزرگی در موفقیت یک استارت آپ ایجاد کند.

3. جلب اعتماد در صنعت مربوطه

استارت آپ‌ها برای موفقیت نیاز به جلب اعتماد در صنعت مربوطه دارند. این اعتماد می‌تواند از طریق ارائه محصولات و خدمات با کیفیت، ایجاد روابط قوی با مشتریان و شرکا، و نشان دادن توانایی‌های خود در حل مشکلات به دست آید.

4. رقابت شدید

استارت آپ‌ها معمولاً با رقابت شدید از سوی شرکت‌های بزرگ‌تر و با تجربه‌تر مواجه هستند. این رقابت می‌تواند در زمینه قیمت‌گذاری، کیفیت محصولات، یا خدمات مشتریان باشد.

5. مدیریت مالی

مدیریت مالی صحیح و مؤثر یکی دیگر از چالش‌های استارت آپ‌ها است. باید به دقت منابع مالی را مدیریت کرد و هزینه‌ها را کنترل نمود تا از مشکلات مالی در آینده جلوگیری شود.

6. تولید محصولات و خدمات مورد علاقه مشتریان

استارت آپ‌ها باید محصولات و خدماتی را تولید کنند که مشتریان آن‌ها را دوست داشته باشند. این امر نیازمند تحقیقات بازار، آزمایش‌های مداوم، و دریافت بازخورد از مشتریان است.

7. تشکیل حلقه بازخورد

یکی از مهم‌ترین چالش‌ها برای استارت آپ‌ها، ایجاد یک حلقه بازخورد مؤثر بین توسعه‌دهندگان محصولات و مشتریان است. این حلقه بازخورد می‌تواند به بهبود کیفیت محصولات و خدمات و افزایش رضایت مشتریان کمک کند.

8. مدیریت زمان

مدیریت زمان در استارت آپ‌ها کار پیچیده و دشواری است. به دلیل حجم بالای کارها و مسئولیت‌ها، ممکن است به نظر برسد که زمان کافی برای انجام همه وظایف وجود ندارد.

استارت آپ‌ها با مجموعه‌ای از چالش‌های پیچیده روبرو هستند که می‌توانند بر موفقیت و رشد آن‌ها تأثیر بگذارند. با این حال، با مدیریت صحیح منابع مالی، جذب تیم مناسب، جلب اعتماد در صنعت، و ایجاد محصولات و خدمات مورد علاقه مشتریان، استارت آپ‌ها می‌توانند این چالش‌ها را پشت سر گذاشته و به موفقیت دست یابند.

چالش‌های اصلی و مهم در مرحله اسکیل آپ (Scale up)

در مرحله اسکیل آپ، سازمان‌ها با مجموعه‌ای از چالش‌های پیچیده و جدید روبرو می‌شوند که نیازمند مدیریت دقیق و هوشمندانه است. در ادامه به برخی از این چالش‌ها اشاره می‌کنیم:

1. تعریف مسئولیت‌ها و خودکارسازی فرآیندها

در مرحله استارت آپ، بسیاری از کارها به صورت دستی انجام می‌شود و مسئولیت‌ها به وضوح تعریف نشده‌اند. با ورود به مرحله اسکیل آپ، نیاز به ایجاد سیستم‌های رهبری و فرآیندهای خودکارسازی احساس می‌شود. این اقدامات به تسهیل در مدیریت وظایف و افزایش کارایی کمک می‌کند.

2. تصمیم‌گیری و مدیریت ریسک

در مرحله اسکیل آپ، دشواری‌های تصمیم‌گیری تغییر می‌کنند. میزان ریسک قابل تحمل توسط شرکت کاهش می‌یابد و درگیری بین ذینفعان افزایش می‌یابد. در این مرحله، تصمیم‌گیری‌های استراتژیک و مدیریت ریسک اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند.

3. ارتقاء ساختارها و سیستم‌ها

با رشد سریع شرکت، نیاز به ارتقاء ساختارهای فیزیکی، سازمانی و سیستم‌های فناوری اطلاعات برای مقابله با دشواری‌های جدید به وجود می‌آید. این ارتقاء‌ها به تسهیل در عملیات روزانه و بهبود کارایی کمک می‌کند.

4. مدیریت نقدینگی و جریان نقدی

سازمان‌هایی که به سرعت رشد می‌کنند، معمولاً با چالش‌های جریان نقدینگی روبرو می‌شوند. رشد سریع باعث افزایش سریع هزینه‌ها می‌شود و نیاز به برنامه‌ریزی دقیق برای تأمین هزینه‌ها و مدیریت نقدینگی احساس می‌شود.

5. توسعه منابع انسانی

در مرحله اسکیل آپ، نیاز به جذب و نگهداری نیروی انسانی ماهر و متخصص افزایش می‌یابد. توسعه منابع انسانی و ایجاد یک تیم قوی و هماهنگ از چالش‌های مهم این مرحله است.

6. مدیریت بازاریابی و فروش

با رشد شرکت، چالش‌های جدیدی در زمینه بازاریابی و فروش به وجود می‌آید. توسعه بازارها، جذب مشتریان جدید و حفظ مشتریان فعلی نیازمند استراتژی‌های بازاریابی موثر و تیم فروش قوی است.

7. حفظ فرهنگ سازمانی

با رشد شرکت و افزایش تعداد کارکنان، حفظ فرهنگ سازمانی و ایجاد هماهنگی بین اعضای تیم از چالش‌های مهم این مرحله است. ایجاد یک فرهنگ سازمانی قوی و منسجم به بهبود عملکرد و افزایش انگیزه کارکنان کمک می‌کند.

در مرحله اسکیل آپ، سازمان‌ها با مجموعه‌ای از چالش‌های پیچیده و جدید روبرو می‌شوند که نیازمند مدیریت دقیق و هوشمندانه است. با برنامه‌ریزی دقیق، ارتقاء ساختارها و سیستم‌ها، مدیریت نقدینگی، توسعه منابع انسانی و ایجاد استراتژی‌های بازاریابی موثر، سازمان‌ها می‌توانند این چالش‌ها را پشت سر گذاشته و به رشد و موفقیت دست یابند.

رشد در برابر اسکیل

رشد در برابر اسکیل: تفاوت خیلی بزرگ

بین رشد و توسعه یک سازمان تفاوت‌های بسیاری وجود دارد. استارت‌آپ‌ها در پی رشد نیستند بلکه به دنبال رشد نمایی هستند و همین موضوع در مورد اسکیل‌آپ‌ها نیز صدق می‌کند.

به معنای ساده، رشد به بزرگتر و بزرگتر شدن در طی یک دوره زمانی گفته می‌شود. اما اسکیل به معنای نمایان شدن در ابعاد متناسب یا کاهش یا افزایش اندازه بر پایه مقیاس‌های معمول است. در ادامه به بررسی تفاوت‌های کلیدی بین رشد و اسکیل می‌پردازیم:

تعریف رشد

رشد به افزایش تدریجی و پیوسته در اندازه، تعداد کارکنان، تعداد دفاتر و مشتریان اشاره دارد. برای مثال، زمانی که یک شرکت تعداد کارکنان خود را افزایش داده و دفاتر جدید باز می‌کند، در حال تجربه رشد است. این نوع رشد معمولاً به افزایش هزینه‌های ثابت و متغیر همراه است.

تعریف اسکیل

اسکیل به معنای رشد نمایی و سریع بدون افزایش متناسب هزینه‌هاست. اسکیل‌آپ‌ها به دنبال این هستند که با حفظ هزینه‌ها و حتی کاهش آن‌ها، درآمد و تأثیر خود را به طور قابل توجهی افزایش دهند. اسکیل‌آپ‌ها با ایجاد سیستم‌ها و فرآیندهایی که به صورت نمایی و بدون نیاز به هزینه‌های زیاد با نسبت برابر به افزایش درآمد می‌پردازند، به این هدف می‌رسند.

تفاوت‌های کلیدی بین رشد و اسکیل

  1. رشد فیزیکی vs رشد مقیاسی:

    • رشد فیزیکی: شامل افزایش تعداد کارکنان، تعداد دفاتر و مشتریان است که منجر به افزایش هزینه‌های سازمان می‌شود.
    • رشد مقیاسی: به معنای افزایش درآمد و تأثیر سازمان بدون افزایش متناسب هزینه‌هاست. این نوع رشد بیشتر به بهبود کارایی و افزایش بهره‌وری تمرکز دارد.
  2. هزینه‌ها:

    • رشد: همراه با افزایش هزینه‌های ثابت و متغیر است.
    • اسکیل: تلاش می‌کند هزینه‌ها را ثابت نگه دارد یا حتی کاهش دهد در حالی که درآمد به صورت نمایی افزایش می‌یابد.
  3. تمرکز:

    • رشد: بیشتر به افزایش تعداد و کمیت‌ها توجه دارد.
    • اسکیل: به بهبود سیستم‌ها و فرآیندها برای افزایش بهره‌وری و کاهش هزینه‌ها متمرکز است.

مثال‌های موفق

  1. شرکت Uber: این شرکت با ارائه خدمات تاکسی آنلاین در مقیاس جهانی بدون افزایش متناسب هزینه‌های ثابت و با استفاده از فناوری‌های جدید به موفقیت رسید.
  2. شرکت Airbnb: با استفاده از پلتفرم آنلاین خود، خدمات اجاره محل اقامت را در سراسر جهان ارائه می‌دهد و بدون نیاز به ایجاد دارایی‌های فیزیکی متعدد به رشد نمایی دست یافته است.

اشتباهی که بسیاری از شرکت‌های متوسط و کوچک مرتکب می‌شوند این است که با افزایش تعداد واحدها و کارکنان خود، هزینه‌ها را به شدت افزایش می‌دهند ولی در نهایت با سودی که در زمان شروع کار داشته‌اند یا حتی پایین‌تر از آن، روبرو می‌شوند. در مقابل، اسکیل‌آپ‌ها با تمرکز بر بهبود کارایی و بهره‌وری، به دنبال رشد نمایی و پایدار هستند.

در نهایت، موفقیت در اسکیل به معنای تجربه رشد ثابت در همه بعد‌ها نیست، بلکه به معنای ارزیابی و بهبود سیستم‌ها و فرآیندها برای دستیابی به رشد نمایی با حفظ یا کاهش هزینه‌ها است.

اشتباهات رایج که استارت آپ‌ها را کوچک نگه می‌دارد

اشتباهات رایج که استارت آپ‌ها را کوچک نگه می‌دارد

استارت آپ‌ها در هنگام شروع فرآیند توسعه اشتباهاتی را انجام می‌دهند که این اشتباهات می‌توانند باعث رشد راکد، بی‌نظمی و حتی شکست کسب و کار شوند. اما با برنامه‌ریزی، آماده‌سازی خوب، نظارت و مشاوره درست، می‌توان از این اشتباهات اجتناب کرد. در ادامه به ذکر این اشتباهات می‌پردازیم:

نداشتن تمرکز کافی

اگر که شما دارای تمرکز کافی نیستید، قید رسیدن به اهداف خود را بزنید. از عوامل کلیدی، می‌توان به تعهد و تمرکز اشاره کرد. بدون تمرکز، تلاش‌های شما پراکنده می‌شوند و نمی‌توانید به نتایج مطلوب دست یابید.

عدم اخراج یا استخدام به موقع

روزی می‌رسد که شما برای مدیریت به نیروی انسانی احتیاج دارید. پس به این فکر نکنید که توان پرداخت هزینه برای استخدام را ندارید و خود را محدود نکنید. با این حال، توجه زیادی کنید که به چه کسانی اجازه ورود به کار خود را می‌دهید و آن‌ها را استخدام می‌کنید. زیرا وجود افراد نامناسب در بین کارکنان بسیار اشتباه است و موجب پشیمانی شما می‌شود.

عدم برنامه‌ریزی یا برنامه‌ریزی اشتباه

برای داشتن یک کسب و کار خوب و پر توسعه، شما نیازمند یک برنامه‌ریزی راهبردی هستید. ولی معمولاً کسب و کارها تجربه کافی و منابع مورد نیاز را دارا نیستند. در نتیجه، برنامه‌ریزی تکمیل نشده‌ای پیش رو دارند که موجب عدم رشد کسب و کار می‌شود. هم‌چنین، فرآیند توسعه بدون وجود برنامه‌ریزی منظم به هرج و مرج دچار می‌گردد.

چابک و فرز نبودن

برنامه‌هایی که به عملیات راهبردی مربوط هستند، برای رسیدن به چشم‌انداز از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند. ولی باید توجه کنید که این برنامه‌ها معمولاً ثابت نمی‌مانند. بعضی اوقات شما مجبور به تغییر سریع آن هستید، زیرا اوضاع همیشه آن‌طور که شما فکر می‌کنید پیش نمی‌رود.

اشتباه‌های رهبری کسب و کار

رهبرانی که از ایده‌پردازی برخوردار هستند همانند ماشین‌های موفق شروع به خیال‌پردازی، الهام‌گیری می‌کنند، سپس به برقراری ارتباط می‌پردازند و منابع مالی قابل اعتمادی برای تشکیل یک کسب و کار می‌یابند. نکته جالب این است که رهبر عالی به معنای مدیر عالی بودن نیست، زیرا هر کدام نیازمند مهارت‌های گوناگونی هستند. شاید شما به راحتی و تنهایی بتوانید در مراحل اولیه تشکیل کسب و کار، همه نقش‌های عملیاتی را در دست بگیرید، ولی در ادامه باید فقط به عنوان رهبر تجاری فعالیت کنید و مدیریت را به کسانی که در آن مهارت خوبی دارند، بسپارید.

توانا نبودن در دست گرفتن کنترل

بسیاری از موسسان استارت آپ‌ها در وهله اول موفقیت زیادی را در زمینه رشد کسب و کار خود کسب می‌کنند، ولی آن‌ها نمی‌توانند در مراحل بعدی به مدیریت رشد کسب و کار خود بپردازند. پس خوب است که به عنوان یک رهبر تجاری نقاط قوت و ضعف خود را به خوبی بشناسید و از مشاوره‌ها و راهنمایی‌های دیگران استفاده کنید. گرچه کناره‌گیری کار راحتی نیست، ولی انجام این کار در بعضی اوقات می‌تواند کسب و کار شما را نجات دهد و فرصت‌های خوب بسیاری را در جهت رشد کسب و کار شما در اختیار شرکت قرار دهد؛ حتی اگر در کسب و کارتان، مدیریت خود را از دست بدهید.

نتیجه‌گیری

نصف استارت آپ‌ها در پنج سال اول تأسیس خود دوام می‌آورند و از هر 200 استارت آپ تنها یک مورد به اسکیل آپ (Scale up) تبدیل می‌شود. فقط 11 درصد از استارت آپ‌های اروپایی، 22 درصد از استارت آپ‌های آمریکایی و یک درصد از استارت آپ‌های ایرانی می‌توانند عمری بیشتر از پنج سال داشته باشند. دلیل اصلی این امر، ناتوانی در Scale up کردن کسب و کار است.

با آژانس دیجیتـال مارکتینگ وب آنجل، کسب و کار خود را به شیوه نوین راه اندازی کنید.

به قول بیل گیتس-“شروع کردن یک کسب و کار مثل راندن خودرو در شبکه‌ی بزرگراه است. ترافیک کمتر است اما شما نمی‌توانید سرنوشت را پیش بینی کنید.” با مشاوره از حامد مهدی زاده کسب و کار خود را متحول کنید.

متاسفیم که این پست برای شما مفید نبود!

Let us improve this post!

چگونه میتوانیم این پست را بهبود بخشیم؟

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها